تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
مسلم و واقدى و ابن عباس و ديگران روايت كرده‌اند كه حضرت فاطمهء زهراء وصيت كرد : ابو بكر و عمر بجنازه‌اش نماز نخوانند ، و جنازه‌اش را شبانه به خاك بسپارند . در تاريخ طبرى مينگارد : فاطمهء اطهر شبانه دفن شد ، و غير از عباس و على و مقداد و زبير كسى در تشييع جنازهء آن بانو حاضر نشد . در روايات ما نقل شده كه : حضرت امير ، حسن ، حسين ، عقيل ، سلمان ابو ذر ، مقداد عمار و بريده ( بضم باء و فتح راء ) بنا بروايتى : عباس و پسرش : فضل طبق روايت ديگرى حذيفه ( بضم حاء و فتح ذال ) و ابن مسعود بجنازهء آن بانوى معظمه نماز خواندند . اصبغ بن نباته ( بضم نون ) ميگويد : از حضرت امير در بارهء اينكه فاطمه شبانه دفن گرديد جويا شدند ، فرمود : به علت اينكه فاطمهء زهراء بر گروهى خشمناك بود و راضى نبود كه آنان براى تشييع جنازه‌اش حاضر شوند و بر كسى كه آنان را دوست نداشته باشد حرام است كه بر جنازهء احدى از فرزندان فاطمه نماز بخوانند . روايت شده : حضرت امير قبر فاطمهء اطهر را با زمين يكسان نمود . گفته‌اند : على عليه السّلام تعداد هفت قبر شبيه به قبر فاطمهء اطهر تشكيل داد كه قبر آن بانو شناخته نشود . روايت شده كه تعداد چهل قبر براى حضرت زهراء وانمود كرد تا قبر واقعى آن بانو تشخيص داده نشود و كسى حتى بر قبر او نماز نخواند . از سلمى زوجهء ابو رافع روايت شده كه گفت : من حضرت فاطمهء اطهر را در آن مريضى كه از دنيا رفت پرستارى ميكردم . يك روز حضرت امير بدنبال كار خود رفت و حضرت زهراء به من فرمود : آب بياور تا من غسل كنم . وقتى آب آوردم آن بانو برخاست و نيكوترين غسل را بجاى آورد ، آنگاه لباسهاى جديد خود را پوشيد ، سپس به من فرمود : رختخواب مرا در ميان اطاق بينداز ، وقتى