تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 193

مساهمون:

ص١٩٣
ما بعد از تو در دار دنيا يتيم مانديم ! ! حضرت امير ميفرمايد : من خدا را شاهد ميگيرم كه فاطمهء زهراء : قد حنت و انت و مدت يديها و ضمتهما الى صدرها مليا ، و اذا بها تف من السماء ينادى : يا ابا الحسن ! ارفعهما عنها ، فقد ابكيا و اللَّه ملائكة السماوات ، فقد اشتاق الحبيب الى المحبوب . يعنى آه و ناله كرد ، دستهاى خود را دراز نمود و حضرت حسنين را چند لحظه‌اى به سينهء خود چسبانيد . ناگاه هاتفى از آسمان ندا در داد : يا ابا الحسن ! حسنين را از روى سينهء فاطمه بردار ، به خدا قسم كه ملائكهء آسمانها را گريان كردند ، زيرا دوست مشتاق لقاى دوست است . حضرت امير عليه السّلام ميفرمايد : من حسنين را از روى سينهء زهراء برداشتم و در موقع بستن بندهاى كفن اين اشعار را سرودم :
فراقك اعظم الاشياء عندى * و فقدك فاطمة ادهى الثكول
1 - يعنى مفارقت تو نزد من بزرگترين چيزها است ، و از دست دادن تو برايم سخت‌ترين مصيبت است . 2 - من براى حسرت و غم شخصى گريه و ناله ميكنم كه بهترين راه مرگ را رفت . 3 - اى چشم من ! با من مساعدت و همراهى كن كه حزن من دائمى است و براى دوست خودم گريانم . سپس امير المؤمنين : على عليه السّلام جسد فاطمهء اطهر را روى دست خويشتن گرفت و بسوى قبر پدرش رسول خدا آورد و فرمود : السلام عليك يا رسول اللَّه ! السلام عليك يا حبيب اللَّه ! السلام عليك يا نور اللَّه ! السلام عليك يا صفوة اللَّه ! منى السلام عليك ، درود و تحيت من و دخترت فاطمه كه بر تو وارد مىشود بر تو باد . حقا كه امانت مسترد گرديد . آه از حزن رسول ! آه از حزن بتول ! دنيا براى من تيره و تار شد . خوشحالى
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 193 | العلامة المجلسي / محمد نجفى