تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
كه فاطمه در مقابل پروردگار خود در ميان محراب عبادت مىايستد نور او براى ملائكهء آسمان نظير نور ستارگان از براى اهل زمين ميدرخشد . خداى رؤف بملائكه خود ميگويد : اى ملائكهء من ! بفاطمه كه بزرگترين كنيزان من است نظر كنيد كه چگونه در مقابل من قرار گرفته است . اعضاء و جوارح او از خوف من ميلرزد . فاطمه با توجه قلبى مشغول عبادت من شده است من شما را شاهد ميگيرم كه شيعيان وى را در امان ميگذارم . سپس پيامبر خدا فرمود : هر گاه زهراء را مشاهده ميكنم به ياد آن ستمهائى ميايم كه بعد از من در حق او خواهد شد . گويا ميبينم كه ذلت داخل خانهء وى شده باشد . احترامش از دست داده شده باشد . حقش را غصب نموده باشند . از دريافت ارث خود ممنوع شده باشد . پهلوى او شكسته شده باشد . جنين وى سقط شده باشد و او فرياد مىزند : يا محمّداه ! ولى كسى بدادش نميرسد ، استغاثه مىكند ولى كسى بفريادش نخواهد رسيد . لذا بعد از من دائما : محزون ، غصه دار ، گريان ، گاهى يادآور مىشود كه وحى از خانه‌اش قطع شده ، گاهى مفارقت مرا بخاطر خواهد آورد ، هر گاه شب شود براى اينكه صداى تلاوت قرآن مرا در نماز شب نميشنود دچار وحشت خواهد شد . سپس خويشتن را بعد از آنكه در ايام پدر عزيزترين افراد بود ذليل خواهد ديد . در همين موقع است كه خداى رؤف ملائكه را مونس فاطمه قرار ميدهد . ملائكه فاطمه را به همان ندائى ندا ميكنند كه حضرت مريم را ندا كردند و به وى ميگويند : اى فاطمه ! خدا تو را از ميان زنان جهانيان انتخاب كرده است . اى فاطمه ! فرمانبردار پروردگار خود باش و با افراد سجده‌كننده و ركوع‌كننده ساجد و راكع باش . سپس درد و مرض بر او غلبه خواهد كرد . آنگاه خداى سبحان حضرت - مريم را ميفرستد تا پرستار و مونس فاطمهء اطهر باشد .