حضرت زهرا به علت آن ضربه محسن ( بضم ميم و فتح حاء و سين با تشديد ) را سقط نمود و بدين جهت به شدت مريض شد و نگذاشت احدى از آن افرادى كه وى را اذيت كرده بودند نزد او وارد شوند .
آن دو نفر كه از اصحاب پيامبر خدا بودند از حضرت على بن ابى طالب عليه السّلام تقاضا نمودند : نزد فاطمه براى ايشان شفاعت نمايد .
وقتى حضرت امير براى آنان اجازه گرفت و بحضور آن حضرت مشرف شدند گفتند : اى دختر پيغمبر خدا ! در چه حالى ؟
فرمود : خداى را شكر ، خوبم . آنگاه به ايشان فرمود : آيا نشنيديد كه پيامبر خدا ميفرمود :
فاطمة بضعة منى ، فمن آذاها فقد آذانى ، و من آذانى فقد آذى اللَّه ! ؟
يعنى فاطمه پارهاى از تن من است ، كسى كه او را اذيت كند مرا اذيت كرده و كسى كه مرا اذيت كند خدا را اذيت كرده ؟ گفتند : چرا . فرمود :
به خدا قسم كه شما مرا اذيت كردهايد . ايشان از نزد فاطمهء اطهر خارج شدند در حالى كه آن بانو بر آنان خشمناك بود .
محمد بن همام ميگويد : روايت شده : حضرت فاطمهء اطهر در روز بيستم ماه جمادى الآخرة از دنيا رحلت نمود . عمر آن حضرت بعد از رحلت پدر بزرگوارش : هجده سال و - 85 - روز بود . حضرت امير عليه السّلام آن بانو را غسل داد .
در موقع غسل دادن وى غير از حضرت امير ، حضرت حسنين ، زينب ، ام كلثوم ، فضهء - خادمه و اسماء بنت عميس كسى حضور نداشت . آنگاه جنازهء آن بانو را شبانه با حضرت حسين عليهما السّلام بجانب بقيع حمل كردند و نماز بر بدن آن حضرت خواندند ، كسى از فوت آن بانو مستحضر نشد ، احدى از مردم بر بدن آن بانو نماز نخواند مگر آن افرادى كه گفته شد . جسد مبارك آن حضرت را در روضهء مقدسه دفن و موضع قبرش را پنهان كرد .
بحار الأنوار ( ج 43 ) ( زندگانى حضرت فاطمه س ) ( فارسى ) — صفحة 179
مساهمون: العلامة المجلسي
ص١٧٩