تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 575

مساهمون:

ص٥٧٥
نباشد معتبر نيست هر چند كه ظن قوى و نزديك به علم بياورد ، وحتى جايز نيست با چنين ظنى شهادت به واقعه بدهند ، بله شهادت دادن به سبب جايز است مانند اينكه بگويد : معروف اين است كه چنين و چنان شده ، يا بگويد : من از خبرهاى بسيارى كه شنيده ام ظن به اين پيدا كرده‌ام بر اينكه چنين و چنان شده است . مسأله 3 - آيا شهادت دادن به مقتضاى يد و بينه و ساير امارات و اصول شرعى جايز است يا نه ؟ و آيا همان‌طور كه وقتى مال در دست مسلمانى باشد ، و يا دو شاهد عادل گفته باشند كه وى مالك آن مال است ، و يا قبلًا ملك او بوده و به حكم استصحاب و يد و بينه مردم مىتوانند آن را از وى بخرند ، همچنين آيا مىتوانند با اسناد به آن سه سند ( استصحاب - يد - بينه ) شهادت بدهند بر اينكه وى مالك آن مال است يا نه ؟ و به عبارتى ديگر وقتى حجتى شرعى نظير بينه و يد و استصحاب قائم شد بر اينكه فلان چيز بر حسب ظاهر ملك فلان شخص است ، آيا مىتوانيم با استناد به همين حجت‌ها شهادت بدهيم بر اينكه اين متاع يا اين زمين ملك او است ؟ و منظورمان اين باشد كه به حسب ظاهر شرع ملك اوست يا نه ؟ دو وجه وجود دارد كه وجيه‌ترين آن اين است كه بگوييم جايز نيست مگر آنكه قرائنى يقين‌آور در بين باشد كه آدمى به آنچه كه شهادت مىدهد قطع داشته باشد . بله جايز است شهادت دهد به اينكه اين مال به مقتضاى استصحاب يا يد يا بينه ملك فلانى است ( نه اينكه به طور مطلق بگويد اين مال فلانى است ) البته روايتى وارد شده مبنى بر اينكه شهادت دادن به استناد يد و همچنين به استناد استصحاب جايز است . مسأله 4 - براى شخص نابينا و ناشنوا هم تحمل شهادت جايز است و هم اداى آن البته به شرطى كه واقعه را شناخته و درست فهميده باشد كه در اين صورت شهادت از آنها پذيرفته مىشود ، پس اگر كسى كه ناشنواست عمل ( مثلًا ضرب يا دزدى ) را از كسى ببيند جايز است در آنچه كه ديده شهادت دهد ، در روايتى آمده : شهادت ناشنوا در خصوص قتل پذيرفته است آن هم تنها سخن اولش مسموع است نه سخن دومش لكن فقهاى ما اين روايت را طرح كرده و به آن اعتنا نكرده‌اند ، بر عكس ناشنوا در ديدنىها ، نابينا در شنيدنىهاست كه اگر ( مثلًا اقرارى ) از كسى بشنود و يقين داشته باشد كه صدا صداى فلان شخص است جايز است شهادت دهد ( به اينكه من خود از او شنيدم كه گفت فلان عمل را من انجام داده‌ام ) ، و همچنين جايز است براى افراد لال اينكه شهادت بدهند ( يعنى واقعه را مشاهده كنند ) و سپس در موقع لزوم آن را ادا كنند ، اگر حاكم از اشاراتى كه لال با دست و سر و چشمش مىكند فهميد كه مىخواهد چه بگويد حكم واقعه را صادر مىكند ، و اگر نفهميد چه مىگويد به ترجمه دو نفر مترجم عادل اعتماد
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 575 | السيد الخميني / محمد موسوى بجنوردى