تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 250

مساهمون:

ص٢٥٠
مسأله 14 - اگر واقف قبل از قبض دادن عين موقوفه فوت نمايد ، وقف باطل مىشود و موقوفه مال ورثه است . مسأله 15 - وقف بايد دائمى باشد و نبايست براى آن مدّت معين شود . پس اگر بگويد من اين باغ را به مدت يكسال براى فقرا وقف نمودم ، وقف باطل است . و حال اگر به عنوان حبس باشد آيا صحيح است ؟ دو وجه وجود دارد ، بله اگر منظور از وقف ، حبس باشد صحيح است . مسأله 16 - اگر مال را بر طايفه‌اى وقف نمايد كه به زودى منقرض مىشوند و مصرف بعد از آنان را نيز معلوم ننمايد مانند اينكه آن را به اولاد خود وقف نمايد و معلوم نكند كه بعد از انقراض اولاد او به چه مصرفى برسد . آيا بايد بگوييم در اين صورت وقف صحيح است يا به عنوان حبس آن را صحيح بدانيم و يا اينكه آن را به طور كلّى باطل بدانيم ؟ گفته‌هاى متعددى وجود دارد كه اقوى همان قول اوّل است . چيزى كه هست وقف بعد از انقطاع نسل به خود واقف يا به ورثهء او منتقل مىشود . بلكه خارج شدن اين موقوفه از ملك او در بعضى از صور محل منع است . مسأله 17 - ظاهراً وقف به صورت ابدى موجب زائل شدن مالكيت ، مالك آن مىشود ، امّا اينكه وقف منقطع الآخر هم اين طور باشد محل تأمل است . و اين برعكس حبس است كه مالكيت حبس كننده بر آن مال باقى مىماند . و اگر حبس‌كننده هم فوت نمايد بعد از اينكه مدّت حبس به اتمام برسد ، ملك به ارث مىرسد . حتى حبس‌كننده مىتواند در تصرفاتى كه ناقل نباشد و منافى با حبس نباشد انجام دهد ، بلكه جايز نيست آن را به رهن بدهد ، ولى در برخى از موارد حبس ، بقاى ملك حابس محل منع است . مسأله 18 - اگر موقوف‌عليهم منقرض شوند ، ملك وقف به ورثهء واقف باز مىشود ، حال آيا اين برگشت در زمان حيات واقف صورت مىپذيرد يا زمان انقراض موقوف‌عليهم دو قول وجود دارد كه اظهر آن قول اوّل است و نتيجهء اين دو قول جايى روشن مىگردد كه فرضاً زيد ملكى را وقف مىكند براى عمرو سپس واقف با داشتن دو فرزند بميرد و پس از چندى يكى از فرزندان با داشتن يك فرزند بميرد و بعد از چندى هم خانوادهء عمرو منقرض گردد ، بنابر قول دوم اين ملك به پسر زيد مىرسد ، و برادرزاده‌اش از آن محروم مىماند امّا بنابر قول اوّل او نيز سهم پدر خود مىبرد . مسأله 19 - يكى از مواردى كه وقف منقطع الآخر است زمانى است كه شخص ملك خود را براى افرادى كه وقف بر آنان مشروع باشد ، وقف نمايد ، و بعد از انقراض آن‌ها براى جايى وقف شود كه نامشروع باشد ، مانند اينكه ملك خود را براى زيد و فرزندان او وقف نمايد و در صورتى كه نسل زيد منقرض شود آن را وقف كليسا و يا معبد نموده
مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 250 | السيد الخميني / محمد موسوى بجنوردى