تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مباحث حقوقى تحرير الوسيلة ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧

كتاب وقف

وقف عبارت است از حبس عين و تسبيل منفعت . اين فضيلت و ثواب زيادى دارد ، چنانچه كه از امام صادق ( ع ) منقول است كه : هيچ پاداشى بعد از مرگ به آدم نمىرسد مگر سه چيز ، يكى صدقه‌اى كه در زمان زندگى خود داده است و بعد از مرگ او هم جريان داشته باشد . دوم هدايتى كه آن را باب كرده باشد كه تا مردم به آن سنت عمل كنند پاداش آن بعد از مرگ به وى مىرسد و سوم فرزند صالحى كه بعد از او برايش دعا كند . و به اين مضمون روايات زيادى موجود است . مسأله 1 - در وقف بايد حتماً صيغه خوانده شود و صيغه هر عبارتى است كه معنايى را كه در بالا گفتيم برساند ، مانند اينكه بگويد من نيز وقف كردم و يا حبس كردم و يا اينكه تسبيل كردم حتى گفتن اينكه من اين را صدقه دادم نيز كفايت مىكند . البته به آن شرط كه چيزى به آن اضافه نمايد كه مقصود آن را نشان دهد . مانند اينكه بگويد : « من اين ملك را صدقهء ابدى دادم كه نه فروخته شود و نه هبه داده شود . و مانند اين عبارات . مانند اينكه بگويد : من زمينم را براى صرف در فلان راه ، وقف و يا حبس و . . . كردم . صيغهء عربى در آن لازم نيست و حتى لازم نيست كه به صورت قاضى خوانده شود بلكه با جملهء اسميه هم كفايت مىكند . مانند اينكه بگويد : اين حبس است و يا وقف و . . . مسأله 2 - در وقف مسجد بايد ، مسجد بودن آن قصد شود ، پس اگر محلى را براى نماز خواند و عبادت مسلمانان وقف نمايد كافى است . امّا آن محل مسجد نمىشود و احكام مسجد بر آن بار نمىشود . مگر آنكه منظور او همان مسجد باشد . ظاهراً همين كه بگويد من اين جا مسجد قراردادم و كافى است حتى اگر نگفته باشد وقف و يا حبس كردم . امّا به احتياط نزديك‌تر اين است كه بگويد من اينجا وقف كردم تا مسجد باشد ، و يا من اينجا را بنا بر مسجد شدن وقف كردم . مسأله 3 - ظاهراً در وقف كردن در چيزهايى نظير مسجد ، قبرستان ، خيابان ، پل و كاروانسرا و همچنين وقف شيرهء درختان براى استفادهء رهگذران ، حصير و فرش و موكت براى مسجد و . . . چيزهايى كه براى مصالح عامه وقف مىشود ، معاطات كافى است . پس