تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 135

مساهمون:

ص١٣٥
كامله الهى دوخته‌اند و از سوى ديگر چشم به راه رسيدن شاه بزرگ « 1 » هستند . آنان سخت نيازمند تحريض و تشويقند . بايد كه عاليجناب شما در انديشه آنان باشيد ، چه هم تركان و هم ايرانيان در پى ريختن خون آنها هستند و به همين سبب ( وجود ايرانيان و تركان ) ارمنيان همه جا سخت در زحمت مىباشند . باور فرماييد كه ارمنيان به دلايل و عللى چند خانه خراب و تباه روزگار گشته‌اند . از يك طرف مىگويند ، بايد همه قتل عام شوند ، زيرا كه آنان [ ايرانيان ] مدعى هستند ، كه ارمنيان با كشانيدن روسيان به ايران و آوردن افغانان به اصفهان ، و گرد آوردن 60000 تن سپاهى ارمنى ، كه به روسيان بپيوندند و ايران را تباه كنند . اين كشور را ويران ساخته‌اند . پدر بزرگوار ، آن ارمنيان كه به دور هم گرد آمدند ، اين كار را به نام شاه بزرگ امپراطور به انجام آورده‌اند . [ اينك ] براى خاطر مسيح به انديشه آنان باشيد و از آنان مواظبت و [ پشتيبانى ] فرماييد . اينان همچون گوسفندان به هم جمع آمده‌اند ، تا مگر گرگان را كمتر بديشان دسترس باشد ، چونكه از هر سو دشمن پيرامون آنها را گرفته است . درباره وضع ملت خودمان چندان چيزى ننوشتم و عاليجناب خود بيش [ از آنچه من گفته‌ام ] در خواهند يافت . من حتى تاكنون يكى از آن نامه‌ها را ، كه به من سپرده‌ايد ، نفرستاده‌ام و همه را با خويش دارم . اينك را كاليوه مانده‌ام . اگر بخواهم آنها را بفرستم كه راهها بسته است و دشمنان ما بيشمار هستند ؛ و اگر نفرستم آن وقت چه خواهد شد ؟ عاليجناب شما اينها را سر بسته به من داده‌ايد . چندين بار به درگاه شما نامه نوشتم و خواستار شده‌ام اجازه فرماييد آنها را بگشايم ، رونوشت آنها را بفرستم و اصل آنها را نزد خود محفوظ دارم ، كه اگر عوذا باللّه ، يكى از آنها مفقود شد ، نسختى ديگر از آن را در دست داشته باشيم ؛
هامش
( 1 ) - پطر كبير .