تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
يكديگر آشتى كرده بودند . پسر ملك باشى قانلو شبان را در قريهء خويش ميهمان مىكند . شعبان با 300 تن ارمنى به آنجا مىرود . پسر ملك باشى قبلا با روستاييان خويش چنين نهاده بود كه خود وى قانلو شعبان و تنى چند از مردان او را به خانهء خويش برد و روستاييان ديگر مردان او را ميان خويش بخش نمايند ، و هر يك پنج تا شش تن از آنان را به خانه‌هاى خويش فرو آورند . وى چنين نهاده بود كه چون صداى تفنگى بشنوند هر كس بايد ميهمانان خود را در خانه خويش به قتل آورد . بدين سان اين يوز باشى ارمنى بيچاره را ، كه تازه ترقى كرده بود ، با سيصد تن از مردان وى ، درست همانگونه كه خيوه‌يىها بكويچ را كشتند ، به خاك هلاك انداختند . « 1 » 132 - در 21 اگوست سپتامبر بيژن پسر هاروتون ، كه به بارك اللّه شهرت يافته بود ، و ارمنيى از تفليس بود ، از تبريز برسيد . وى گفت كه شاطرى از تفليس آمده بود و نامه‌هايى آورده بود كه در آنها آمده بود ، « 2 » كه چون تركان به تفليس نزديك شدند ، محمد قلى خان ، به اتفاق مسلمانان ديگر قلعه ، به استقبال آنان بيرون شتافت و آنها را به شهر آورد . تركان تفليس را بگرفتند و سه روز بعد محمد قلى خان را به زندان انداختند و پس از آن به زمانى اندك شهنواز خان پسر ونداك « 3 » را كه در بند مىداشتند ، فرمانفرماى تفليس ساختند . « 4 » اين
هامش
( 1 ) - پطر كبير شاهزاده الكساندر بكوويچ چركاسكى (Prince Alexander Bekovich Cherkassky) را به سرزمينهاى آن سوى درياى خزر و خيوه فرستاد تا معلوم دارد ، كه آيا راهى مطمئن براى تجارت با هندوستان از اين مناطق مىتوان بدست آورد يا نه . پس از آنكه روسيان به فرماندهى بكويج نيروهاى خان خيوه را شكستند ، وى اظهار اطاعت نمود و بكوويچ و بسيارى از مردان وى را به شهر كشانيد و بكشت . ( ل . ل ) . ( 2 ) - كذا در عبارت اصل . ( 3 ) - كذا فى الاصل و مقصود وختانگ است . ( 4 ) - بكر (Bakar) پسر وختانگ خان كه در نزد ايرانيان به شهنواز شهرت داشت ، در سال