شهنواز خان محمد قلى خان را مدد كرد تا بگريزد . وى فرمان داده بود تا قايقى روى رودخانه كورا « 1 » آماده بدارند ، و محمد قلى خان را با طناب به قايق فرو نهادند و او [ بدين سان ] راه فرار در پيش گرفت . « 2 »
تركان شهنواز خان را فرموده بودند تا جامهء تركان در بر كند و عمامه « 3 » بر سر نهد . وى بدانها گفته بود كه : « شاه مرا تاجى خسروانه فرستاده بود كه بر سر گذارم . [ اينك ] شمايم فرمان مىدهيد كه عمامه بر سر نهم ! » . وى شبگاه بگريخت و به استيا « 4 » رفت . چهار پاشاى ترك با لشگريان خويش بيرون شدند كه وى را دستگير سازند . شهنواز خان ، با لشگريان به جلو آنها شتافت و چون سپاهيان ترك را در موقعيتى نامناسب بديد بر آنها حمله برد و سه پاشا و بسيارى از لشگريان آنان را بكشت و پاشاى ديگر را اسير گرفت . « 5 » . وختانگ خان نيز آن زمان در استيا بود و فرموده بود تا اريستاو گيورگى « 6 » را خفه كرده بودند .
هامش
1716 ميلادى ( 1128 هجرى ) فرمانفرمايى كارتلى (Kartli) بود و سال بعد به درجه شاهى ارتقا يافت . وى اين منصب مىداشت تا پدرش در سال 1719 ميلادى ( 1131 هجرى ) دوباره با عنوان شاهى بدان سمت برقرار گشت . تركان در دوران كوتاه همكارى خود با بكر ، وى را عنوان ابراهيم بيك بخشيده بودند . ( ل . ل ) .
( 1 ) -Kura( 2 ) - رجوع كنيد بهWakhushtدر تاريخ گرجستان تأليف بروسه ، ج 2 ، ص 123 . ( ل . ل ) .
( 3 ) - (Qaitouq) كذا فى الاصل .
( 4 ) -Qssetiaناحيتى است در قفقازيه محاط به كوههاى بلند .
( 5 ) - شرح اين واقعه سخت بگزاف بيان شده است ، تركان بكر را مجبور ساختند به استيا پناهنده شود و از آنجا وى به پدرش در روسيه ملحق گرديد .
( 6 ) -Eristav Giorgiبراى توضيح عنوان گرجىEristavرجوع كنيد به : ( تاريخ ملت گرجى )A history of The Georgian PeopleازW . E . D . Allenص 178 . در جاهاى ديگر اين كتاب گوركى (Gorki) ذكر شده است . در كتاب نفيسA , Short History of The Aqvans، تأليف خليفهء بزرگ