تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 138

مساهمون:

ص١٣٨
تومان به پول ايران به وى ضرر مىرسد . از سوى ديگر وى مردى تنگ دست است ، كه اموال او را غارت كرده‌اند ، و اينك سه برادرند سخت عيالمند ، و بجز اين كالاها چيزى ديگر براى آنها باقى نمانده است . برادرانش از شماخى به وى نوشته‌اند كه در آنجا سخت نيازمند گشته‌اند ، و براى معاش روزانه خويش به جولاهى مىپردازند . عاليجنابا استدعا دارم آيواز را مورد اشفاق و عنايت قرار دهيد و به دو كمك نماييد و زودش باز گردانيد ، تا وى به دروغگويى منسوب نشود و آبرخ ما واو بر جاى بماند . محض رضاى خدا وقتى كه آيواز برمىگردد چند تن جوان هوشمند با وى بفرستيد ، چون با اينكه در اينجا جوانان بسيارند ولى به درد نمىخورند ، و از جوانانى كه با آيواز پيمان بسته‌اند و قول و قرار نهاده‌اند ، حتى يك تن هم از آنگونه كه ما مىخواهيم نيست . وى خود خاطر سركار را درباره آنان روشن خواهد ساخت . از سوى ديگر ارمنيان اينجا يار و مدد كار ما نيستند ، چونكه همواره گريه و مويه مىكنند و ناله سر مىدهند كه ما را [ چنين و چنان ] غارت كرده‌اند ، و پريشان و ناتوان گشته‌ايم ، و ما را چيزى نمانده است كه با آن به كمك شما آييم . از هيچ سوى ديگر نيز اميد يارى و مدد نيست ، چون همه غارت زده هستند ، جاده‌ها بسته است و فرستادن نامه‌ها ناممكن مىباشد . ما در وضع و موقعى سخت دشوار افتاده‌ايم و از هيچ سو كس نيست كه ما را يارى دهد و يا تسلى بخشد . باشد كه روح القدس دلهاى نژند ما را شادمان فرمايد . در حال حاضر ، آن ارمنيانى كه پول داشته‌اند به قفقاز گريخته‌اند و يا به بغداد رفته‌اند . پدر بزرگوار حقيقت را بگويم ، از مردم اينجا انتظار كمكى نبايد داشت . در همانجا كه هستيد با بازرگانان نزديك شويد و هر چه را كه مىخواهيد از آنان فراهم آوريد ؛ چونكه ديگر در ميان ارمنيان اينجا كسى كه چيزى داشته باشد باقى نمانده است .