وختانگ بر اين قصد بود كه لشگريان گرد آورد و به تفليس شتابد و تركان را از آنجا بيرون راند . بيژن پيش گفته افزود كه آنگاه كه وى در تبريز بوده است پيكى كه از گنجه مىآمد خبر آورد ، كه لزگيان آمدهاند و آن شهر را محاصره كردهاند .
133 - اى پدر بزرگوار ، بر ملت ارمنى بيچارهء ما سخت ظلم مىشود .
ايرانيان دارند ناحيت گغتان « 1 » را غارت مىكنند و ساكنان آن را به چنان بلايايى گرفتار مىآورند ، كه قلم از ذكر آن عاجز است . كاش مرده بودم و اين وقايع جانخراش را نمىشنيدم . ناحيت قاپان نيز ، همچنانكه در بند 130 به ذكر آوردم ، بىشك به اين بليه دچار آمده است . در ايروان نيز وضع به همين صورت است ، و ارمنيان و راهبان صومعههاى آنان را چندان به وحشت انداختهاند ، كه ناچار شدهاند به پارسادان بيك « 2 » متوسل شوند ، و با توضيح احوال رقتبار خويش در نزد او ، از وى التماس كنند كارى براى آنان بكند . پارسادان بيك عرضحالى به پايگاه شاه فرستاده است و فرمانى « 3 » ( از او ) گرفته است و آن را به ايروان فرستادهاند تا ديگر ارمنيان آنجا را رنجه نسازند .
لشگريان ارمنى ما ، از قرارى كه مىگويند ، شامل شصت هزار نفر هستند و به صورت سه سپاه در سه محل « 4 » مستقر مىباشند . از يكسو چشم به عنايات
هامش
Esai Jalaliantz، ص 55 . اين كلمهEristav Kiorgi of Qaraqankhanآمده است . ( ك . م ، ل . ل )
( 1 ) -Goqthan( 2 ) -Parsadan Beg( 3 ) - رقم فى الاصل .
( 4 ) - شرح اين امكنه (Segnakhs) يا مواضع مستحكم ، در تكمله شماره 1 آمده است . واژهاى كه در متن به كار رفتهPolkاست كه همان لغت روسى براى فوج مىباشد . ولى چون فوج واحد كوچكى در اين مورد به نظر رسيد كلمه سپاه بجاى آن استعمال شد . راجع بلشگريان ارمنى در ضميمه شماره 2 اين كتاب توضيحاتى داده شده است .