كه باز پس گردم و جلو ايشان نروم . من نيز فرمان به كار بردم و بازگشتم . لزگيان كه چنين ديدند زور آوردند ، و زيانى سخت گران بر كشورم وارد ساختند . روستاها و دهكدهها را تاراج كردند و بسيارى از مردمان را بكشتند و از آن بدتر عده بيشترى را به غلامى بردند ، و بدين سان خان و مان ما را ويران و پريشان ساختند . « 1 »
نايب الحكومه قاصد را چون به ايروان رسيد بازداشت كرد ، و به زندانش افكند ، و نامه از او بستد ، و همگى راهها بربست چنان كه ديگر هيچكس نمىتوانست خبرى از وختانگ خان ببرد و شاه را از وقايع آگاه سازد . قصد وختانگ اين بود كه شاه را از روش [ كار ] خويش مطلع سازد ، و ثابت كند كه دشمن او نيست بلكه دوست صديق وى بشمار است . ولى محمد قلى خان نامههاى او را در راه بگرفت و نگذاشت نه هيچيك از آنها و نه كسى از ياران وختانگ ، به شاه برسد .
121 - محمد قلى خان به نايب الحكومه ايروان نامه فرستاده بود كه :
« تمامت رعاياى وختانگ را هر كجا بيابند ، چه سوداگر باشند و چه مردان رزم آزماى ، اموال سوداگران را تاراج كنند و جنگجويان را از دم تيغ بگذرانند » . به رسيدن اين نامه ، نايب الحكومه همگى اتباع وختانگ خان را ، در ايروان و اچميازين بازداشت كرد و اموالشان را تاراج نمود . يكى از شرفاى اتباع وختانگ خان ثاواد (
Thavad
) « 2 » كه نامش پاپنبيگ (
Papon Beg
) بود از
هامش
( 1 ) - بايد دانست كه پدر طهماسب يعنى شاه سلطان حسين بود كه وختانگ را فرمان داد از حمله به لزگيان ، درست همان زمان كه مىتوانست آنان را بشكرد ، خوددارى نمايد . ( ل . ل ) .
( 2 ) - كذا فى الاصل ، و گمان مىرود اين كلمه در زبان ارمنى از لغات دخيل باشد ، از واژه گرجىTavidiكه در آن زبان بمعنى رئيس يا سرور است . كلمهTavidiاز همين ريشه در زبان گرجى به معنى ، ممتاز و شريف آمده است رجوع كنيد بهW . E . D . Allen