تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 121

مساهمون:

ص١٢١
و غارت پرداختند . بيش از دو هزار تن از ارمنيان را پير و جوان و مرد و زن ، حتى زنان شيرده و باردار را بكشتند . جمعى از زنان و اطفال را با خواستهء بسيار به همراه خويش به ايروان بردند . اين سربازان ، كه ولايت چغاگون را در آتش بيداد سوخته بودند ، چون به ايروان رسيدند شرح نامرادى خويش را با نايب الحكومه باز گفتند . چون مسلمانان ايروان و نايب الحكومه آگهى يافتند كه لشگريان ارمنى سپاهيان آنان را شكسته‌اند ، آنان نيز از سر كينه‌جويى ، همه جا در شهر و روستاها بر ارمنيان حمله بردند ، و به قتل و غارت پرداختند ، مردان را بكشتند و زنان و كودكان را به اسارت كشيدند . نتيجه اين شد كه ارمنيان بدبخت ديگر نمىتوانستند روزگاهان از خانه‌هاى خويش بدر آيند و آسيب و بيدادى سخت بر آنان وارد گشت . اين ارمنيان ، و حتى تمامت مردم روستاهاى آنان ، چون كه ديدند روز بروز محنت و مرارت و سوء حظشان در افزايش است خان و مان خويش بگذاشتند و زن و فرزند برگرفتند و به تركيه گريختند . 116 - همان اتامشن حكايت كرد ، كه محمد قلى خان كس نزد وختانگ خان فرستاد و پيام داد كه : « تو را قصد و غرض چيست ؟ بيا و بگذار با يكديگر آشتى كنيم و بگذار همچون دو برادر باشيم و بدين سان شاه را ، كه اينك سخت نيازمند است ، يارى دهيم . تو را خواست چيست و دين و طريقت كدام است ؟ مرا بازگوى تا نيز همچنان بر آن باشم كه تو هستى . اگر بر دين مسلمانى هستى من نيز چنان خواهم بود و اگر ترسايى برگزيده‌اى من هم به ترسايى خواهم گرويد . تو را در دل چه مىگذرد ؟ هر چه هست ، خداى را به من بگوى . » وختانگ خان
هامش
جغ (Gegh) به معنى زيبا و آيگ (Ayg) به معنى برآمدن خورشيد ، و بر رويهم دو جزء به معنى سرزمينى كه خورشيد در آن خوش و زيبا برآيد ؛ در روزگاران پيشين نامى بود كه بر سرزمينهاى دور و كنار درياچه سوان (Sevan) و ناحيت باختر و جنوب باخترى آن داده مىشد و امروز بايزيد نو (Novoi . Bayazid) نام دارد . ( ك . م ) .