چنين جواب داد : « من با تو آشتى نخواهم كرد و آنچه فرمايى باور ندارم . ترا نيافتاده است كه از غرض و خواست من جويا شوى ، من سخت بدانچه در پيرو آنم دل نهادهام ، و به يارى يزدان پاك سزاى تو را نيز در كنار خواهم نهاد . » چنين بود پاسخ او كه براى محمد قلى خان فرستاد .
117 - بشنيدن اين پاسخ محمد قلى خان با لشگر خويش آهنگ وختانگ كرد . [ ولى ] به دام افتاد و شكست يافت . اما به ايروان نوشت كه : من وختانگ خان را سخت در فشار نهادهام ، باز هم براى من لشگر فرستيد . وى همچنان خواست كه برخى از آقاها ( كذا فى الاصل يعنى رؤساى قبايل ) به درگاه وى رهسپار گردند . اين رؤسا با افراد و اتباع خويش بسوى كاختى ، مقر خان ، حركت كردند . كرّت دوم آنان با سپاهيان تازه بر وختانگ خان حمله بردند ، ولى باز هم شكسته شدند و ناچار واپس نشستند .
118 - محمد قلى خان كه ديد با سپاه خويش كارى نمىتواند به انجام آورد ، نزد لزگيان رفت و به آنان گفت : « وختانگ خان بر آن است كه بر شما حمله برد و شما را نابود سازد ، بياييد با يكديگر همدست شويم و بر او بتازيم » . لزگيان با اين پيشنهاد دمساز گشتند و با هم راه تفليس را در پيش گرفتند ، ولى خوب آگاه نيستم كه در آنجا چه اتفاق افتاده است ، چونكه تفصيلات مختلفى در اين باره به من رسيده است . « 1 »
هامش
( 1 ) - وختانگ در آغاز مىتوانست كنستانتين را شكست دهد ، ولى چون او بالزگيان همدست شد ، و نه از جانب روسيان و نه از سوى طهماسب مددى به او رسيد . سرانجام شكست يافت و رقيبش وى را از تفليس بيرون راند . در اگوست 1724 ميلادى وى ناگزير شد كه به روسيه بگريزد و در آنجا سالى چند بعد چشم از جهان پوشيد . رجوع كنيد بهM . F . Brossetدر فصلNotice Sur Ies trois dernieres annees du regne de Wakhtang vl , d'apres les-dcuments des archives de Moscou .