تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
108 - حاكم ترك بايزيد اطلاع يافت كه روسيان ايروان را بگرفته‌اند و فرستاده‌اى به اچميازين گسيل داشته‌اند ، كه هم اكنون در آنجا مقيم مىباشد . اين حاكم از ترس ، كس نزديك خليفهء بزرگ فرستاد ، تا از كماهى اين اخبار تحقيق به عمل آورد . وى به خليفهء بزرگ گفت : « حاكم شما را سلام مىرساند و از شما خواهش دارد كه : چون روسيان فرا رسيدند نگذاريد به ما زيان و آسيب رسانند . من و همگى مردم من ارمنى خواهيم شد و به گلهء گوسفندان شما خواهيم پيوست . » « 1 » به اين [ پيام ] خليفهء بزرگ پاسخ داد كه : « روسيان تاكنون بولايت او نيامده‌اند و نشنيده است كه آنان بخواهند بدين سو روى آورند و از اخبارى نيز كه به حاكم رسيده وى بىاطلاع است . اما در مورد مسيحى شدن حاكم بايد وى را متذكر شود كه اگر از ترس روسيان به چنين عملى مىخواهد دست زند ، او [ خليفهء بزرگ ] نه از رفتار ايشان چيزى مىداند و نه از آنها خبرى به دو رسيده است . » تركان بدين خديعت مىخواستند اسرار خليفهء بزرگ ما را فاش سازند ، و ملت بيچاره ارمنى را به آتش افكنند و نابود كنند . 109 - نايب الحكومهء ايروان خليفهء بزرگ را احضار كرد و به دو گفت كه خان [ ايروان ] نامه نوشته است و فرمان رانده است كه او [ خليفهء بزرگ ] بايد به سوى وى راه بردارد . خليفهء بزرگ « 2 » پاسخ داد : « من يك فرد روحانى هستم و مرا با خان كارى نيست . » نايب الحكومه اصرار ورزيد كه بايد برود . خليفهء بزرگ در
هامش
( 1 ) - مقصود مؤلف اين است كه مسيحى خواهد شد و اصطلاح گله گوسفندان از اصطلاحات دينى مسيحيان است . ( 2 ) - اين لغت را از اين پيش به جاىCatholicosگذاشته بوديم و جاثليق معرب همين كلمه است و به همين معنى استعمال مىشود ، از اين رو در اين مورد جاثليق نيز به كار برده‌ايم ولى چون اصطلاح خليفه و خليفه‌گرى در نزد ارمنيان ايران رايج است استعمال كلمه در اينجا به صورت خليفه راجح به نظر مىآيد . ( م . م ) .