پاسخ او گفت : « حالا كه چنين مىگوييد مىروم ، ولى چسان مىتوانم صومعه و خانهء خويش را اينجا رها كنم ؟ اگر من از اينجا بروم راهبان و جامعهء مذهبى ما را رعبى عظيم فرا خواهد گرفت و همگان پراكنده خواهند شد . بدينسان صومعه و جامعهء مذهبى ما سخت زيان و آسيب خواهد يافت و در لشگريان ما ناراحتى شديد رخ خواهد داد كه نه شاه و نه خان را خوش آيند خواهد افتاد . » نايب الحكومه پاسخ داد : « نيازى به گفتگوى طولانى نيست ، بايد برويد ! دليل آنكه خان شما را احضار كرده است ، تا آنجا كه از نامهء وى برمىآيد ، اين است كه بين وى و وختانگ خان ميانجى شويد و آنها را با يكديگر آشتى دهيد . « 1 » نايب الحكومه در سه مورد خليفهء بزرگ را احضار كرد و در اينباره با وى به گفتگو پرداخت و سرانجام چنين گفت : « برويد و كار خويش را بسازيد ، چندانكه براى عزيمت آماده باشيد . براى خاطر شما من به خان نامه خواهم كرد و وى را آگاه خواهم ساخت كه شما براى عزيمت به پايگاه وى آماده هستيد ؛ ولى چون حضور شما در اينجا براى ما سخت لازم است ، بهتر است اگر ممكن باشد اجازه دهند شما در اينجا نزد ما بمانيد . » .
110 - چند روز بعد نايب الحكومه خليفهء بزرگ را نزديك خويش
هامش
( 1 ) - اين زمان در گرجستان : نخست بر اثر اغتشاشاتى كه از حملات روسيان حاصل گشته بود ، و دو ديگر براى كشمكش و اختلافى كه ميان وختانگ خان حاكم كارتلى ، و كنستانتين حاكم كاختى ، كه مسلمان شده و نام محمد قلى خان به خود گرفته بود ، و سه ديگر براى دستبردهاى لزگيان و شيوع و انتشار طاعون وضعى سخت عجيب و درهم و برهم حكمفرما بود . بر اثر اينكه شاه سلطان حسين به وختانگ خان اجازه نداده بود لزگيان را ، وقتى كه كاملا توانايى داشت سركوب نمايد ؛ وى به همين جهت به مخاصمت برخاسته بود . طهماسب ميرزا نيز كه مانند پدر وارون بخت خويش همواره حاضر بود به اندرز و نصايح زيان بخش گوش فرا دهد ، و بجاى حمايت از وختانگ به پشتبانى از كنستانتين برخاست . ( ل . ل ) .