گوش به فرمان شما دارند ، چگونه تواند باشد كه اينك به سخن شما دل ننهند ، بايد كه بنويسيد . » .
پس از چندين سختگيرى و فشار ، خليفهء بزرگ ناچار شد از سر خديعت و حيلت نامهاى بنويسد ، به اين مضمون كه ايروانيان دوستان شما هستند و شما را نسزد كه به آنان آزارى رسانيد ؛ و ديگر اينكه نبايد به اين ولايت حمله ببريد و آنجا را به ويرانى كشانيد ، و در پايان نامه وى افزوده بود : « سزاوار است كه خود عقل خويش را راهنما قرار دهيد و هر چه با خرد و هوش خودتان درمىيابيد همان را به كار بنديد . » اين نامه بوسيله چاپارى ارمنى به لشگرگاه ارمنيان فرستاده شد .
106 - چاپار نامه برگرفت و آن را به سردار لشگريان ارمنى تسليم داشت ، وى آن را به شرح زير پاسخ داد و نزد نايب الحكومه و سران ايروان فرستاد : « در دل داشتيم كه بر شما حمله بريم ، ولى چون خليفه بزرگ ما را نامه كرده است كه شما دوستان ما هستيد و نبايد كه از ما به شما آسيبى رسد ، و [ باز ] نبايد كه از اين جلوتر آييم ، محض خاطر وى ، چشم پوشيديم و اينك را واپس نشستيم .
حالى كه ، رفتارى چنين شاينده در پيش گرفتيم ، بايد كه شما نيز گزند خاطر وى نخواهيد ، و همگى صومعهها و كشيشان او و ارمنيان ساكن ديار خويش را از آسيب محفوظ بداريد و به حرمت و مكرمت شاينده با ايشان رفتار نماييد .
107 - چون دائما به نايب الحكومهء ايروان خبر مىرسيد كه ارمنيان دارند هر روز بيش از پيش مسلمانان را به قتل مىرسانند ، وى از نو خليفهء بزرگ را نزد خويش خواند و گفت : « باز هم ارمنيان شما دارند تركان « 1 » را مىكشند . در نوشتن نامهء خويش شما طريق فريب و خديعت سپردهايد ، ديگر ما را به شما اعتماد نيست و [ اين مكر و حيلت ] شما را نخواهيم بخشيد . » .
هامش
( 1 ) - كذا فى الاصل . مؤلف همه جا در متن بجاى مسلمان لغت ترك را استعمال مىكند ( م . م ) .