تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سقوط اصفهان ( فارسى ) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
قريه وارد آوردند . ما از قصد و غرض آنها بپرسيديم پاسخ دادند كه قصدشان اين است كه از آنجا به جلو كردان بروند ، ولى دروغ مىگفتند ، چون كه ما از تركى از آنان شنيديم كه خليفهء بزرگ كه عازم خدمت خان بوده است نامه‌اى براى وختانگ خان فرستاده بوده است و نوشته بوده است : « اينان [ ايرانيان ] مرا گرفتار ساخته و دارند نزديك محمد قلى خان مىبرند بايد كه شما نيز جنبش كنيد و روى به دو آوريد » اين نامه را بگرفته بودند و نزد نايب الحكومه به ايروان آورده بودند ، و چون وى از مفاد آن نامه آگاهى مىيابد شورايى ترتيب مىدهد ، و در آنجا تصميم مىگيرند كه بايد آن نامه را به فال بد گرفت و لشگريان بايد كه به اچميازين فرستاد ، ارمنيان را قتل عام نمود و همگى اموالشان را بگرفت . 112 - خليفهء بزرگ هنگامى كه در راه بود شنيد كه نامه‌اش بدست نايب الحكومه افتاده است وى برفور به دو نوشت : « چرا نامهء مرا گرفته‌ايد ؟ راست است كه من به وختانگ خان نوشته‌ام كه بيايد ، اگر بايسته نبود كه من چنين نامه‌اى بنويسم چرا مرا نزديك خان فرستاديد ؟ » بر اثر وصول اين نامه نايب الحكومه خود به اچميازين آمد ، شورايى با رايزنان خود در كليساى بزرگ بر پاى داشت ، و در آنجا تصميم گرفتند كه نبايد در آن وقت بر ارمنيان دست آزند ، بلكه بايد منتظر باشند تا از محمد قلى خان به آنان دستورى رسد . اگر خليفهء بزرگ نزد محمد قلى خان رفته باشد كه چه بهتر و اگر بسوى وختانگ خان عطف عنان نموده ، و يا به لشگرگاه سپاهيان ارمنى رفته باشد ، آن وقت بايد ارمنيان را از دم تيغ بگذرانند و اموالشان را به باد غارت دهند . پس نايب الحكومه ، [ ارمنيان ] را احضار كرد و گفت : « هيچ ترس به دل راه ندهيد ما بر آن سر نيستيم كه شما را آسيب رسانيم . » روز هفتم نايب الحكومه با سپاهيانش به ايروان بازگشت . ما را غارت نكردند ولى هم براى كليسا و هم براى دهكده مخارج سنگين و گرانى