تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
وعده‌هايم وفا مىكند و جانشينى پس از مرا در ميان امت و اهل‌بيتم به عهده مىگيرد ؟ مردم از جواب او خوددارى كردند و من نماينده شدم و انجام آن كارها را ضمانت كردم ؛ پس شتر خود ( عضباء ) ، اسبش ( مرتجز ) ، استر و الاغ خود ، شمشيرش ( ذىالفقار ) ، و زره خويش ( ذات الفضول ) و همهء آن چه را كه در جنگ به آن‌ها احتياج است را خواست . در اين ميان پارچه‌اى كه به وسيله آن شكم خود را در جنگ مىبست ، گم شد . فرمان داد دنبال آن بگردند ، و آن را به من داد ؛ سپس فرمود : اى على ! اين‌ها را در زمان زندگىام بگير . مبادا پس از من ، در آن ، كسى با تو كشمكش كند . پس از آن فرمود آن‌ها را به خانه‌ام ببرم ، من نيز آن‌ها را منتقل كردم .

اهميّت بيت المال

گفته شده است كه يكى از كارگزاران اميرمؤمنان عليه السلام در كنار ماليات جمع آورى شده‌اى كه براى حضرت عليه السلام فرستاده بود ، عباهاى ضخيم پرز دارى را نيز ارسال كرده بود روش على عليه السلام اين بود كه هر چه ماليات براى او مىآوردند ، همان موقع توزيع مىكرد و به تأخير نمىانداخت . عباهاى پرزدار ، عصرگاهان براى حضرت رسيده بود . دستور داد آن‌ها را بشمرند و در حياط قرار دهند تا فردا توزيع كند . صبح هنگام آن‌ها را شمرد و يكى كم بود . حضرت دربارهء آن پرسيد . عرض كردند : حسن بن على عليه السلام آن را شبانه عاريه گرفته تا امروز باز گرداند . حضرت عليه السلام خشمناك دوان دوان به سوى منزل حسن بن على عليه السلام آمد ؛ به طورى كه نفس نفس مىزد . آن حضرت وقتى به خانه امام حسن عليه السلام مىآمد ، اجازه مىگرفت . اين‌بار بدون اجازه و ناگهانى داخل شد . عبا را در منزل او پيدا كرد و گوشهء آن را گرفت و در حالى كه مىكشيد ، مىفرمود :