سپس از ديد من پنهان شد . پس از آن ديدم كه رو كرده ، مىآمد و از شمشيرش قطره قطره خون مىچكيد ، و اين آيه را تلاوت مىكرد : با سران كفر بجنگيد كه آنها پيمانى ندارند تا شايد از عملشان دست كشند . « 1 »
شايستهتر براى خلافت
عطيه « 2 » گويد : وقتى عمر بن خطاب به سوى شام خارج شد ، عباس بن عبد المطلّب عموى پيامبر صلى الله عليه و آله نيز همراهش بود و با او سفر مىكرد . هر كس پيشواز مىآمد ، از مركب پايين مىآمد و ابتدا به عباس سلام مىكرد . مردم به سبب زيبايى ، شكوه ، و وقارِ عباس ، او را خليفه مسلمانان مىپنداشتند .
عمر گفت : گويا تصور مىكنى كه به اين امر ( خلافت ) از من شايستهترى ؟
عباس بن عبدالمطلب به او گفت : شايستهتر از من و تو به خلافت ، كسى است كه او را در مدينه باقى گذاشتيم . عمر گفت : او كيست ؟
عباس گفت : آن كس كه ما را با شمشيرش زد تا به اسلام راهبرىمان كرد . ( منظورش اميرمؤمنان عليه السلام بود . )
شباهت اهلبيت به كشتى نوح و خانه خدا
امام حسن عسكرى عليه السلام از پدران خود از اميرمؤمنان عليه السلام و آن حضرت عليه السلام
هامش
( 1 ) . توبه ( 9 ) : 12 .
( 2 ) . ابوالحسن عطيّة بن سعد بن جنادة كوفى ، از بزرگان دانش و حديث است . از او حديثهاىبسيارى در فضايل اميرمؤمنان عليه السلام نقل شده است . نقل شده كه نام او را امام على عليه السلام انتخاب كرد . او به سال 111 هجرى در كوفه وفات يافت . ( سفينة البحار ، ج 2 ، ص 205 )