وآشكار من و وارث هرآن چيزىاستكه پيامبران قبلاز من به ارث گذاشتهاند و من ارث بردهام و به ارث مىگذارم ؛ پس خود شما ، خود را تكذيب نكنيد .
اى مردم ! در مورد خاندانم ، خدا را ، خدا را به ياد شما مىآورم كه آنان ، پايههاى دين و چراغهاى تاريكىها و گنجهاى دانشند . على عليه السلام برادر من و وزير و مورد اعتماد من و پس از من بر پا دارنده امر خدا و وفا كننده به عهدهايم ، و زنده كننده روش من است . او نخستين ايمان آوردندهء به من از ميان مردم ، و آخرين فرد است كه هنگام رحلت ديدارش مىكنم . و نخستين ديدار كننده من در روز قيامت است ، پس حاضران شما بايد به غائبانتان برسانند . اى مردم ! هر كس از من شكوهاى دارد ، پس اين منم ( آماده ) و به هر كس وعده يا بدهى دارم ، به على بن ابى طالب عليه السلام مراجعه كند كه او همه را برايش ضامن است تا براى هيچ كس در ذمه من دين و تعهدى نماند « 1 » .
با سران كفر بجنگيد
نقل شده است كه معاوية بن ابى سفيان ، از ابن عباس رضى الله عنه درباره اميرمؤمنان ، على بن ابى طالب عليه السلام پرسيد . ابن عباس گفت : هيهات زنها از آوردنِ مانند او عقيمند . به خدا قسم ، رهبرى كار آزموده كه با او مقايسه شود ، نديدهام . او را در يكى از روزهاى نبرد صفّين ديدم كه عمامه سفيدِ برّاقى بر سر داشت و دو سوى آن را بر سينه و پشت خود رها كرده بود و گويا دو چشم او چراغى درخشان
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 487 . أيّها النّاس اللّهَ اللّهَ في أهلبيتي ، وإنّهم أركان الدين ، ومصابيح الظّلام ، ومعادن العلم . عَلِىّ أخي ووزيري وأميني والقائم من بعدي بأمر اللّه والموفي بذمّتي ومحيي سنّتي وهو أوّل النّاس إيماناً بي وآخرهم بي عهداً عندالموت وأوّلهم لقاء إليّ يوم القيامة فليبلّغ شاهدكم غائبكم ، ايّها الناس من كانت له تبعة فها اناذا ، و من كانت له عدة او دين فليأت عليّ بن ابيطالب فانّه ضامن له كلّه حتّى لايبقى لأحدٍ قِبَلي تبعة .