بسا غيرِ خيرخواه ، اندرز دهد و كسى كه از او اندرز مىخواهى ، فريبت دهد .
از تكيه بر آرزوها بر حذر باش كه سرمايه افراد بسيار احمق است و پاسدارى از تجربهها [ مطابق ] انديشه است و بهترين تجربه آن است كه اندرزت دهد .
بر فرصت ، پيش از آن كه اندوه باشد ، پيشى گير . [ از آن استفاده كن ] ، از ميان بردن توشه [ نوعى ] از فساد است .
در كمك كارِ فرومايه خيرى نيست . آن چه برايت تقدير شده ، به زودى نزد تو آيد . دشمنِ دوستت را به عنوان دوست انتخاب نكن تا با دوستت دشمنى كرده باشى . براى برادرت اندرز را خالص [ و بىآلايش ] كن ؛ [ در نظر او ] زيبا باشد يا زشت . اگر خواستى با برادرت قطع رابطه كنى ، براى او از سوى خود رشتهاى باقى گذار كه [ هنگام پشيمانى ] بازگردى .
برادرت در بريدن از تو ، نيرومندتر از تو در برقرارى ارتباط با تو نباشد [ قبل از اين كه او ببرد ، تو در ارتباط پيش دستى كن ] و او در بدرفتارى با تو از خوش رفتارى تو با او قوىتر نباشد [ پيش دستى نكند ] . ستم ستمگر بر تو بزرگ جلوه نكند ؛ چرا كه او به زيان خود و سود تو تلاش مىنمايد و پاداش كسى كه تو را خوشحال كند ، اين نيست كه او را ناراحت كنى .
روزى [ و رزق ] دوگونه است : رزقى كه به دنبال آن هستى و رزقى كه به دنبال تو مىآيد ؛ پس اگر سراغش نرفتى ، نزد تو خواهد آمد . چه زشت است ، فروتنى هنگام نياز و دُرشتى هنگام بىنيازى . از دنيايت ، فقط اندازهاى كه با آن اقامتگاه خود [ آخرت ] را بهبود بخشى به تو تعلق دارد . با آن چه بود ، بر چيزى كه نبوده ، راهنمايى خواه ؛ چرا كه كارها مانند يكديگرند .
از آنانى مباش كه اندرز سودشان نمىبخشد ؛ جز اين كه در رنج او بكوشى ؛ چرا كه
ولايت نامه ( ترجمه خصائص اميرالمؤمنين ع ) ( فارسى ) — صفحة 176
مساهمون: الشريف الرضي
ص١٧٦