عاقل ، با اندك پند پذيرد و چارپايان جز با زدنى دردناك سود نبرند .
هر كس ميانه روى را ترك كند ، ستم خواهد كرد و هر كس از حق بگذرد ، راهش تنگ شود و هر كس به [ اندازه ] ارزش خود بسنده كند ، براى او جاودانهتر است .
چه بسا كه بينا در راه ميانه [ و درست ] ش دچار اشتباه شود ونابينا به راه هدايتش برسد . بريدن از نادان ، مساوى ارتباط برقرار كردن با عاقل است . وقتى زمامدار تغيير كند ، زمانه [ نيز ] تغيير يابد . بهترين دور كنندهء اندوه ، يقين است .
از آنها خصلتها ، اين كه :
يا بُنىَّ وإيَّاكَ وَمُشاوَرَةُ النِّساءِ ، فَإنَّ رأْيَهُنَّ إلى أَفْنٍ وعَزمَهنَّ إلى وَهنٍ واقصُرْ عَلَيهِنَّ ، حَجْبَهُنَّ فَهُوَ خَيْرٌ لَهُنَّ وإنْ اسْتَطَعْتَ ألَّا يَعْرِفْنَ غَيرَك فَافعَل وَلا تَملِكُ المرأةُ مِنْ أمْرِها مايُجاوِزُ نَفْسَها فإنَّ ذلِكَ أنعَمَ لِبالِها فَإنَّ الْمَرأَةَ رَيْحانَةٌ وَلَيْسَتْ بقَهْرَمانَةٍ وَلا تُعْطِها حَتّى تَشْفَعُ لِغَيْرِها وَإيَّاكَ وَالتَّغايُر في غَيْرِ مَوْضِعِ غيْرَةٍ فَإنَّ ذلِكَ يَدْعُوالصّحيحَةَ إلى السُّقمِ ؛ « 1 »
فرزندم ! از مشورت با زنان بر حذر باش ، چرا كه عقيدهشان به سوى ضعف و تصميمشان به سُستىِ در عمل متمايل است و آنان را به حجابهايشان محدود كن كه اين بر ايشان بهتر است و بيرون رفتن آنها ، بدتر از وارد شدن فرد غير مطمئن بر آنها نيست و اگر توانايى دارى كه غير از تو را نشناسند ، اين كار را انجام بده ، وَ زن را عهدهدار بيش از كارهاى خود ننما كه اين به حال او گواراتر است ؛ زيرا زن ، گياهى خوشبو است ، نه وكيل دخل و خرج ، و به او چيزى مَده تا [ بدين سبب ] واسطهء ديگرى شود و از غيرت به خرج دادن ، جز در جاى غيرت بپرهيز ؛ چرا كه اين [ كار ، زنِ ] سالم را هم به بيمارى مىكشاند .
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، فيض الاسلام ، 939 - 912 ، خ 31 . .