بازارهاى مكه در جاهليت و اسلام
در تاريخ ازرقى ، خبرى در بارهء حج زمان جاهليت و شعائر آن و نام ماهها ، با اسناد به كلبى آمده است كه مىگويد : زمان حج يعنى ماه ذىالحجه كه مىرسيد ، مردم به انجام شعائر حج مىپرداختند و شب اول ذىقعده را در محل عكاظ به صبح مىآوردند و مدت بيست شب در آن جا مىماندند و بازارهاى خود را برپا مىكردند ؛ در اين حال ، مردم در چراگاههاى گوسفندان خود بودند و پرچمها بر سر در خانهها قرار داشت و بزرگان و سران هر قبيله ، افراد قبيله را كنترل مىكردند و با همديگر به خريد و فروش مىپرداختند و همگى در وسط بازار ، گرد هم مىآمدند و وقتى بيست شب طى مىشد به « مَجنّه » مىرفتند و هشت شب در آن جا مىماندند و در اين مدت ، بازارها همچنان بر پا بود ، پس از آن ، رهسپار ذوالمجاز مىشدند و تا روز ترويه در آن جا باقى مىماندند ؛ سپس به عرفه مىرفتند و از آب ذوالمجاز ، سيراب مىشدند و آب ، بر مىداشتند و روز ترويه نيز به همين دليل به اين نام ، خوانده شد ؛ آنها همديگر را صدا مىكنند تا آب بردارند و سيراب شوند ، زيرا در عرفات يا مزدلفه ، در آن زمان ، آبى وجود نداشت ، روز ترويه ، آخرين روز بازار آنها نيز بود . در اين مراسم ، بازرگانان و كسانى كه در پى تجارت بودند ، در عكاظ و مجنه و ذوالمجاز جمع مىشدند و كسانى كه اهل خريد و فروش نبودند ، هر زمان كه مىخواستند خارج مىشدند و آنها كه در شمار اهالى مكه بودند و تجارت نمىكردند روز ترويه از مكه خارج مىشدند و آب بر مىداشتند و حمسىها از ابتداى روز عرفه ، در اطراف مسجدالحرام اتراق مىكردند و حلىها در عرفه ، منزل مىگزيدند . پيامبر صلى الله عليه و آله در سالهايى كه پيش از هجرت در مكه بود ، با قريش يا حمسىها در اطراف مكه ، منزل نمىگزيد ؛ بلكه همراه مردم به عرفه مىرفت . در روز عرفه ، و نيز در ايام منى ، مردم به خريد و فروش نمىپرداختند . ولى خداوند متعال ، اسلام را نازل كرد اين كار را براى ايشان حلال گرداند ، خداوند عز وجل اين آيه را نازل فرمود :
لَيْسَ