را به رخ مىكشيدى و مدعى بودى كه به تو عنايت ويژهاى دارد ؟ ابوسفيان گفت : دست بردار ابنعوام ! به نظر من اگر محمد ، همراه و ياور ديگرى جز خدا داشت اتفاق ديگرى مىافتاد . « 1 » ازرقى ، در روايتى به سند خودش مىگويد : جدم به نقل از محمد بن ادريس از واقدى از اساتيدش مطالبى دربارهء اساف و نايله مىگويد : او [ يعنى نايله ] دختر سهيل است و اساف ، فرزند عمرو مىباشد ؛ سپس مىگويد : وقتى بتها كاملًا در هم شكسته شدند از يكى از آن بتها ، زن سپيد مويى بيرون آمد كه صورت خود را با ناخن مىخراشيد و لخت و موىافشان و سوزان ناله مىكرد . موضوع را با رسول خدا صلى الله عليه و آله در ميان گذاشتند ، فرمود : اين نايله است كه از پرستيده شدن در سرزمين شما ، نوميد شده است . « 2 » واقدى نيز از اساتيدش نقل كرده و مىگويد : روز فتح مكه ، منادى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ، ندا داد : هر كس به خدا و رسول ايمان آورده است نبايد در خانهاش بتى گذارده باشد و بايد آن را بشكند ، و در پى آن ، مسلمانان ، بتها را شكستند . مىگويد : عكرمة بن ابىجهل كه اسلام آورد ، وقتى خبردار شد كه در يكى از خانههاى قريش ، بتى وجود دارد به سوى آن جا حركت كرد تا آن را بشكند . ابونحراة « 3 » ، در زمان جاهليت ، بت مىساخت و مىفروخت و در ميان قريش ، كسى نبود كه در خانه ، بتى نداشته باشد .
واقدى مىگويد : ابنابوسبره از سليمان بن سحيم از جبير بن مطعم گفته كه روز فتح مكه ، منادى رسول خدا صلى الله عليه و آله ، ندا داد : هر كس به خدا و رسول او و روز واپسين ، ايمان آورده است ، اگر بتى در خانه دارد ، بشكند يا بسوزاند و خريد و فروش آن و [ پول ] بهاى آن ، حرام است . جبير مىگويد : من پيش از آن ديده بودم كه آن بتها را در مكه مىگرداندند و باديهنشينان ، آنها را مىخريدند و آنها را به خانههاى خويش مىبردند و
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، صص 122 - 121 .
( 2 ) . همان ، ص 122 .
( 3 ) . در اخبار مكه ، ابوتجاره آمده است ؛ ج 1 ، ص 123 .