در ميان قريش ، كسى نبود كه در خانه ، بتى نداشته باشد و آنان هنگام ورود به خانه و خروج از خانه ، به قصد تبرك ، بر آن دست مىكشيد .
واقدى مىگويد : عبدالرحمن بن ابوالزناد ، از عبدالحميد بن سهيل به ما خبر داده مىگويد : وقتى هند ، دختر عتبه ، اسلام آورد بتى را در خانهاش با شيشه مىزد و پاره پاره مىكرد و مىگفت : ما به تو مىباليديم .
و نيز به همان سند ، ازرقى در مطلبى تحت عنوان « بتهايى كه بر صفا و مروه قرار داشتند و اين كه چه كسى آنها را قرار داد » مىگويد :
جدم ، از سعيد بن سالم قداح ، از عثمان بن ساج ، برايم نقل كرده و مىگويد :
ابناسحاق مىگويد : عمرو بن لُحى بت « خلصه » را در پايين مكه ، قرار داد و مردم به آن گردنبند مىآويختند و جو و گندم ، هديه مىدادند و روى آن شير مىريختند و برايش ، قربانى سر مىبردند و تخم شتر مرغ از آن آويزان مىكردند ، و بر روى صفا ، بتى قرار داشت كه به آن « نهيك مجاور الرمح » « 1 » مىگفتند و بر مروه نيز بتى بود كه به آن « مطعم الطير » « 2 » مىگفتند .
لات و عُزّى و چگونگى پيدايش آن دو
جدم به نقل از سعيد بن سالم ، از عثمان بن ساج ، از محمد بن سائب كلبى ، از ابوصالح ، از ابنعباس مىگويد : مردى از گذشتگان ، بر صخرهاى متعلق به ثقيف مىنشست و روغن حاجيان عابر را مىخريد و آرد ايشان را نرم و الك مىكرد و داراى گوسفندانى بود ، آن صخره را به همين دليل « لات » [ به معناى نرم كننده ] ناميدند . آن مرد از دنيا رفت و وقتى مردم او را از دست دادند ، عمرو بن لُحى به ايشان گفت : خداى شما ، « لات » بود و به درون اين صخره شد . و عُزّى ، عبارت از سه درخت « نخله » بود و نخستين كسى كه مردم را به پرستش آن فراخواند ، عمرو بن ربيعه و حارث بن كعب بود
هامش
( 1 ) . نام اين هر دو بت در كتاب « الاصنان » الكلبى ، نيامده است .
( 2 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 124 .