مىكشيدند و هر طواف كننده كعبه ، ابتدا با لمس اساف ، طواف خود را شروع مىكرد و با نايله به پايان مىرساند و آن را لمس مىكرد و تا روز فتح مكه ، چنين بود و در روز فتح مكه ، رسول خدا صلى الله عليه و آله همراه با ديگر بتها ، آنها را نيز درهم شكست . « 1 » در روايت ديگرى از ازرقى آمده است كه محمد بن يحيى ، به نقل از عبدالعزيز ابن عمران ، از محمد بن عبدالعزيز ، از ابنشهاب الدين ، از عبيداللَّه بن عبداللَّه بن عتبة ابن مسعود ، از ابنعباس رضى الله عنه مىگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله زمانى وارد مكه شد كه در اطراف كعبه تعداد سيصد و شصت بت قرار داشت ، كه برخى را بر سُرب ، محكم كرده بودند . « 2 » آن حضرت با مركب خود طوافى كرد و فرمود :
« جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
و به بتها اشاره مىكرد و هربار كه به بتى اشاره مىكرد بر پشت ، به زمين مىافتاد و اگر به پشت آن اشاره مىكرد ، بر صورت به زمين مىافتاد و سرانجام ، همگى افتادند . ابناسحاق مىگويد : وقتى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله روز فتح مكه ، نماز ظهر به جاى آوردند ، دستور داد همهء بتهايى كه پيرامون كعبه قرار داشتند ، يكجا جمع شوند ؛ آنها را جمع كردند و آتش زدند و شكستند . فضالة بن عمير بن ملوّح ليثى ، در اشاره به روز فتح مىگويد :
لو ما رأيت محمداً وجنودَه * بالفتح يوم تُكسر الأصنام
لرأيت نور اللَّه أصبح بَيناً * والشرك يغشى وجهه الإظلام
جدم به نقل از محمد بن ادريس از واقدى ، از ابنابىسبره ، از حسين بن عبداللَّه بن عبيداللَّه بن عباس ، از عكرمة از ابن عباس ، گفت : به محض اين كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله با شاخهاى كه در دست داشت ، به بتى اشاره مىكرد ، [ آن بت ] بر صورت به زمين مىافتاد .
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد هبل را در حالى كه ايستاده بود ، بشكنند . زبير بن عوام به ابوسفيان گفت : اى ابوسفيان بن حرب ، هبل شكسته شد مگر اين تو نبودى كه در روز احد ، اين بت
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، صص 120 - 119 ؛ الاصنام ، ص 29 .
( 2 ) . در اخبار مكه آمده است : « ابليس آنها را با سرب محكم كرده و بسته بود » .