تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 436

مساهمون:

ص٤٣٦
شتر بود و صاحب « 1 » [ يا حاجب ، يعنى پرده‌دار ] داشت و وقتى براى هبل قربانى مىآوردند ، به قدح‌ها مىزدند و اين ابيات را مىخواندند :
أنا اختلفنا فهب السّراحا * ثلاثة يا هُبَل فصاحا الميت والعُذْرَة والنّكاحا * والبُرء فى المرضى والصّحاحا
إن لم تَقُلهُ فَمُرِ القداحا

نخستين بت‌هاى كعبه و چگونگى درهم شكسته شدن بت‌ها

ازرقى در روايتى كه سند آن به خودش مىرسد ، آورده است : جدّم ، از سعيد بن سالم ، از عثمان بن ساج از محمد بن اسحاق گفته است : وقتى جُرهمىها در حرم [ مكه ] طغيان كردند مردى از ايشان ، زنى را به كعبه برد و در آن جا او را بوسيد و با او زنا كرد . پس از آن ، هر دو به صورت سنگ درآمدند ، نام مرد اساف بن بغاء ، و نام زن ، نايله دختر ذئب بود ، آن دو را از كعبه بيرون آوردند و يكى را بر [ كوه ] صفا و ديگرى را بر مروه ، نصب كردند تا ديگران آنها را ببينند و عبرت بگيرند و اوضاع ، بر همين منوال بود . به تدريج بر آنها دست مىكشيدند و كسانى كه بر صفا يا مروه مىايستادند ، آنها را لمس مىكردند تا اين كه سرانجام تبديل به دو بت شدند كه آنها را مىپرستيدند . عمرو بن لُحَى كه آمد ، دستور داد مردم آنها را بپرستند و بر آنها دست بكشند و به مردم گفت : پيشينيان شما ، اين بت‌ها را مىپرستيدند و مورد پرستش قرار مىدادند . تا زمان قصى بن كلاب كه پرده‌دارى كعبه و همچنين امارت مكه ، به او رسيد و آنها را از صفا و مروه جا به جا كرد و يكى چسبيده به كعبه و ديگرى را در كنار چاه زمزم قرار داد و گفته شده كه هر دو را كنار زمزم قرار داد و در كنار اين بت‌ها بود كه قربانى را سر مىبريدند . « 2 » مردم زمان جاهليت ، از كنار [ مجسمهء ] اساف و نايله مىگذشتند و بر آنها دست
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، صص 119 - 117 ؛ در اخبار مكه به جاى صاحب ، حاجب آمده است . ( 2 ) . اين خبر با آن چه در باره عبادت خدا و بر دين حنيف بودن قصى گفته شده است ، منافات دارد .
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 436 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي