همانگونه كه گفته خواهد شد ، حج عراقىها ، براى سالهاى بسيار ، منقطع گرديد .
و نيز در سال 741 ه حجاج مصر و شام ، دو روز جمعه و شنبه را در عرفه توقف كردند و اهالى مكه ، روز شنبه در مكه بودند ، ولى شب شنبه در عرفه حضور يافتند .
در سال 742 ه حاكم يمن ملك مجاهد على بن ملك مؤيد داوود بن مظفر ، به حج رفت و هنگامى كه در عرفه حاضر شد بزرگان و فرماندهان در خدمتش بودند و او را در برابر سوء قصد مصرىها ، مورد حمايت قرار دادند و پرچم او را در كوه عرفه ، به اهتزاز در آوردند ؛ مصرىها تصميم گرفته بودند ، مانع از اين كار گردند و اجازه ندهند كه او به عرفه بيايد ، ولى بزرگان و فرماندهان ، در خدمتش بودند ، به هر ترتيب ، مناسك حج خود را به جاى آورد و احسان و صدقههاى او ، همهء مردم مكه را در بر گرفت . او روز اول ذىالحجه وارد مكه شد و در بيستم ذىالحجه از آن جا خارج شده و قصد داشت كعبه را بپوشاند و در آن را از جاى بكند و در ديگرى بگذارد ، ولى اشراف مانع شدند و او نيز تن به خواست آنها داد .
در سال 743 ه ، ميان امير الحاج و اشراف ، در عرفه ، جنگ سختى در گرفت كه اشراف در آن پيروز شدند و حدود شانزده نفر از تركان و چند نفر از جماعت اشراف ، كشته شدند ، ولى حاجيان در معرض غارت و چپاول قرار نگرفتند .
اين واقعه ، در فاصلهء عصر تا غروب اتفاق افتاد و مردم پريشان و مضطرب شدند .
پس از اين حادثه ، اشراف به مكه رفتند و در آن جا ، تحصن كردند و در موعد مقرر ، در منى حضور يافتند . حاجيان نيز در روز اول ، بعد از عيد قربان از منى رفتند و به باب شبيكه آمدند و يك شب در آن جا ماندند و سپس روز بعد ، آن جا را ترك گفتند و بيشتر حجاج ، از ترس جان حج عمره به جاى نياوردند ، و طواف وداع نيز نكردند . اين سال به سال مظلمه مشهور شد ، زيرا اهالى مكه در حركت از عرفه بر خلاف حاجيان ، راهى را كه به چاه معروف به مظلمه مىرسيد طى كردند . « 1 »
هامش
( 1 ) . السلوك ، ج 2 ، ق 3 ، ص 636 .