مىدادند ، كاهش يافت . « 1 » اين حوادث را نيز برزالى و ابنجزرى ، ذكر كردهاند .
در سال 727 ه ، حجاج شام ، شب عرفه ، در منى ماندند ولى مصرىها ، آن جا نماندند . و تعداد مصرىها نسبت به شمار معمول آنها [ در موسم حج ] ، اندك بود . « 2 » در سال 728 ه عراقىها ، به حج رفتند و جنازهء جوبان « 3 » نائب السلطنه ، ابوسعيد بن خرابنده ، پادشاه عراق ، همراه ايشان بود ، و مىخواستند او را در همان آرامگاهى كه در باب الرحمهء مدينه ، ساخته بود ، به خاك بسپارند ، ولى به دليل عدم اجازهء امير مدينه و موكول كردن آن به اجازه حاكم مصر ، اين كار ميسر نشد ؛ لذا تابوت او را به محل توقف حاجيان در عرفه آوردند و شبانه وارد مكه كردند و گرد كعبه ، طواف دادند و سپس به مدينه بردند . توقف آنان در روز جمعه بوده ، و ابن محفوظ ، يادآور شده كه آوردن جنازهء جوبان ، از سوى كاروان عراقى ، در سال 727 بوده است .
همچنين در سال 730 ، ميان حجاج مصرى و اهالى مكه ، درگيرى و منازعاتى در گرفت و شهاب الدين طبرى ، قاضى مكه ، در نامهاى كه به يكى از دوستانش نوشته ، در اين باره آورده است : انجام اين اعمال در حرم خداوند متعال ، پس از آمدن كاروان خجسته ، به صورتى كه همه دانستند ، نمىشده است ، ولى چه مىتوان كرد و كارى است كه انجام شده و به خدا سوگند كه هيچ يك از مسئولين ، گناهى ندارند ، و هيچ يك از مردم نيز مقصر نيستند و گناه اين فتنهها ، تنها متوجه اراذل و اوباش و مردم پست و بردگان است كه از خدمتكاران اشراف عراقى ، مبالغى مطالبه كردند و وقتى باجخواهى انجام شد ، دشمنىها ، پديد آمد و آنها در حالى كه خطيب مشغول سخن گفتن بود ، هرج و مرج و آشوب به راه انداختند . سيد سيف الدين نيز در كنار اميرالحاج نشسته بود ، امير الحاج برخاست تا غائله را از گوشهاى ، خاموش سازد ، ولى در بخشهاى ديگرى ادامه يافت .
امير سيف الدين نيز به كمكش شتافت ، ولى پهنهء آتش ، گستردهتر شد و مردم سراسيمه
هامش
( 1 ) . السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، ص 265 .
( 2 ) . در اين سال ، جمالالدين اقوش ، نائب كرك ، براى مردم از مصر حج گزارد ( السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، ص 290 ) .
( 3 ) . در بارهء او نگاه كنيد به : السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، ص 303 ؛ الدرر الكامنة ، ج 1 ، صص 541 و 542 ، رقم 1463 .