تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 383

مساهمون:

ص٣٨٣
داد و نيازمندان و مستمندان را مورد تفقد قرار داد و مجاوران و اهالى مكه و اشراف از او بهره بردند ، و در مدينه نيز همين كارها را تكرار كرد . او براى خيرات و صدقه ده‌هزار اردب « 1 » گندم ، از راه دريا ، وارد كرد . امرايى كه همراهش به حج رفته بودند نيز انفاق كردند و پس از آن به مدينه و سپس به قدس رفتند و از آن جا عازم مصر شدند و همراه با كاروان مصر ، وارد آن ديار گرديدند . اين واقعه را برزالى نقل كرده است . « 2 » در سال 704 ه و سال پيش از آن ، حميضة و رميثه دو فرزند ابونمى ، كه امارت مكه را برعهده داشتند ، بخشى از عوارض و ماليات را بخشيدند . « 3 » و در سال 705 ه « 4 » از مصر و نواحى غرب و نيز از عراق عرب و عجم ، افراد بسيارى به حج رفتند . در سال 705 ه در منى ، آشوب و غوغاى بزرگى پيش آمد و جنگى ميان مصرىها و حجازىها ، صورت گرفت و امير الحاج مصرى ، امير سيف‌الدين غيه بود ، كه مردى كافر مسلك و خبيث بود و خون بسيارى از بزرگان را ريخت ، و به جاى قربانى كردن ، مردم را قتل عام كرد . اين دو واقعه را تاج عبدالباقى يمانى ، صاحب « بهجة الزمن فى تاريخ اليمن » ذكر كرده و حادثه مربوط به سال 704 را نيز او آورده است . برزالى ، خبر فتنه و درگيرى ميان مصرىها و حجازىها را كه بنا به گفتهء صاحب البهجه در سال 705 بوده است ، ذكر كرده و در اخبار سال 706 ، به آن پرداخته و به مطالبى افزون بر گفته‌هاى صاحب البهجه اشاره مىكند . وى در اخبار مربوط به سال 706 آورده است : در اين سال ، امير الحاج مصر ، سيف الدين غيه قفجق سلحدار بود . در ايام حج در منى ، كشتار و غارت ، صورت گرفت كه از آشوبى كه در بازار منى اتفاق افتاد ، آغاز شد و اموال حجاج به تاراج رفت و اوضاع بدتر شد . اين نابسامانى تنها در بازار بود و نيروهاى امنيتى نيز در پى دستگيرى عاملان اين هرج و مرج بر آمدند ، ولى توفيقى نيافتند ؛ اهالى مكه به كوه‌ها و گروهى از بزرگان و اشراف به پايين كوه ، گريختند و درگيرىها صورت
هامش
( 1 ) . پيمانه‌اى برابر با يكصد و پنجاه كيلوگرم . ( 2 ) . و نيز نگاه كنيد به : البداية والنهاية ، ج 14 ، ص 29 . ( 3 ) . و نگاه كنيد به آن چه صدقه‌ها و خيراتى كه امير سلار ، براى حجاج در اين سال ، خرج كرد : ( السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، صص 5 و 4 ) . ( 4 ) . امير شرف العين ، حسن بن حيدر ، براى مردم حج گزارد ( البداية والنهاية ، ج 14 ، ص 39 ) .