گرفت و تعداد اندكى نيز در جمره ، وساطت كردند و اوضاع آرام شد ، ولى ترس و وحشت همچنان باقى ماند .
در سال 709 ، بنا به روال معمول ، كسى از شام به حج نرفت « 1 » ، جز گروه اندكى از بازرگانان و اهالى حجاز كه از دمشق به غزّه رفتند و از آن جا عازم أيله شدند و همراه با مصرىها ، به حج رفتند . اين واقعه را برزالى نقل كرده است . همچنين ، در سال 712 ، سلطان ملك ناصر محمد بن قلاوون ، حاكم مصر ، به اتفاق چهل تن از شاهزادگان و خواص دربار خود ، به حج رفت « 2 » ؛ اين مطلب را برزالى نقل كرده و صاحب « بهجة الزمن » يادآور شده است : ملك ناصر ، در اين سال ، به اتفاق يكصد نفر سواره ، و شش هزاره بوده سوار بر شتر به حج رفت و در مدت بيست و دو روز از دمشق ، به مكه رسيد .
در سال 716 ، امير سيف الدين ، ارغون دوادار ناصرى نائب السلطنهء قاهره ، به حج رفت و در مكه و مدينه صدقه و خيرات فراوان داد . « 3 » او همچنين در سال 720 ه ، به حج رفت « 4 » و از مكه تا عرفه را پياده طى كرد . در سال 726 نيز به حج رفت . اين مطلب را ابن جزرى نقل كرده است .
در سال 719 ملك ناصر ، محمد بن قلاوون صالحى ، عازم حج شد و همراه وى ، در حدود پنجاه نفر از صاحبمنصبان خراج و زكات ، و گروهى از اعيان و بزرگان دربار ، به حج رفتند . او در نهم ذىالقعده از قاهره ، بيرون آمده بود و به اهالى حرمين صدقههاى فراوان داد و كارهاى نيكوى زيادى انجام داد و كعبه را به دست خود ، شستشو داد . « 5 » اين واقعه را امام نويرى در تاريخ خود ، ذكر كرده است .
در سال 720 ه ، حاجيان ، سنتى را كه تا آن زمان در حج متروك مانده بود ، به جاى آوردند و آن اين كه نمازهاى پنجگانه را در روز ترويه و شب نهم در عرفه به جاى
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية ، ج 14 ، ص 56 .
( 2 ) . السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، ص 119 .
( 3 ) . البداية والنهاية ، ج 14 ، ص 77 .
( 4 ) . نگاه كنيد به البداية والنهاية ، ج 14 ، صص 8 - 97 .
( 5 ) . السلوك ، ج 2 ، ق 1 ، صص 8 - 195 .