در حجاز ، نفوذ و تأثيرى داشت كه هيچ يك از سلاطين ترك در مصر ، از آن برخوردار نبودند ، زيرا ملك ناصر فرزندان ابونمى را با ولايت بخشيدن يا عزل در امارت مكه ، و نيز با دستگيرى برخى از ايشان ، به هراس افكنده و چندين بار نيز براى اصلاح امور مكه و تقويت والى آن ، به آن جا لشكر كشى كرد . ديگر شاهان مصر ، پس از ملك ناصر نيز از نظر اعمال نفوذ و فرمانبرى در حجاز ، مانند او بودند و به تنهايى و بدون مشاركت با شاهان يمن و ديگران ، بر مكه ، امارت داشتند .
در سال 659 ملك مظفر يوسف بن ملك منصور ، نورالدين ، عمر بن على بن رسول ، حاكم يمن ، به حج رفت و كمكهاى بسيارى به مردم كرد و كعبه را به دست خود ، شستشو داد و عطرآگين كرد و طلا و نقره بر آن نثار كرد و آن را پوشاند . آن چه را كه مصالح حرم و منافع اهالى مكه ايجاب مىكرد ، انجام داد و او نخستين شخص ، بعد از خلفاى عباسى است كه كعبه را پوشش داد و به حرم رسيدگى كرد و همراه با توليت بر مصر ، توليت مكه را نيز براى سالها ، بر عهده داشت و در اكثر مدت سلطنتش ، خطبه در مكه به نامش خوانده شد و پس از او نيز بعد از شاهان مصر به نام فرزندانش از شاهان يمن خطبه خوانده مىشد .
بنا به گفتهء ميورقى و به نقل از نوشتهاى به خط وى ، در سال 660 نيز همانند سال 655 ، بيرق هيچ سلطانى روز عرفه و به هنگام وقوف در عرفه برافراشته نشد .
همچنين بنا به گفتهء ظهير كازرونى در « ذيل المنتظم » ، در سال 666 حاكم غرب راه حجاز را امنيت بخشيد و حاجيان در كمال امنيت ، از بغداد ، رهسپار حج شدند و اين اولين سالى بود كه عراقىها پس از استيلاى مغول بر بغداد ، به حج رفتند .
در سال 667 ه سلطان ، ظاهر بيبرس صالحى ، حاكم مصر و شام ، به همراهى سيصد تن از ممالك و گروهى از اعيان و بزرگان و نزديكان خليفه به حج رفت و اموال فراوانى در حرمين ، پخش كرد و خيرات كرد و به امراى حجاز ، غير از جماز بن شيحه امير مدينه و برادرزادهاش مالك بن منيف - كه از ترس به حضورش نرسيدند - نيكى كرد و كعبه را به دست خود شستشو داد و به اميران مكه ادريس بن قتاده و ابونمى ، هر سال مبلغى پول و
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 378
مساهمون: محمد مقدس
ص٣٧٨