دروازه مكه را بست و به هيچ كس از ياران عبيه ، اجازه ورود به مكه نداد . در نتيجه ياران عبيه به كوههاى مكه پناه بردند و به زور وارد مكه شدند و مصرىها دروازهء مكه را آتش زدند و از دباغ خانهها ، دستههاى پوست را به غارت بردند . هر دو طرف ، كارهاى زشتى انجام دادند و از هر دو گروه عدهاى كشته شدند ؛ پس از آن ، ايشان با حاكم مكه به مراسله پرداخته و با وى به توافق رسيدند و وارد [ مكه ] شدند و طواف حج خود را به جا آوردند .
وى مىگويد : كسى كه از مصر براى مردم حج گزارد ، امير ، علمالدين سنجر باشقردى بود .
ما از آن جهت اين قول را ذكر كرديم ، كه در بيان علت بروز فتنه ، در اين سال ، با آن چه ابنفركاح ذكر كرده بود ، مغايرت دارد .
ابنمحفوظ ، مطلبى مخالف با آن چه ابنجزرى ، در مورد اين كه چه كسى در اين سال امير الحاج بوده ، ذكر كرده است . در نوشتهاى به خط وى چنين آمده كه در سال 689 ه امير الحاجى به نام فارقانى به حج رفت ، كه ميان او و اهالى مكه ، در دروازهء ثنيه ، جنگ و درگيرى پيش آمد . دروازهء ثنيه همان باب الشبيكه ، در پايين شهر مكه است .
همچنين ابن محفوظ در اخبار مربوط به سال 692 ه مىگويد : مردم روز دوشنبه و سهشنبه [ در عرفه ] توقف كردند .
و ديگر اين كه ، بنا بر گفتهء ابنمحفوظ در اخبار مربوط به سال 693 ه ديدهام ، در آن سال در عرفه شورش بزرگى به پا شد ، چرا كه يكى از فرزندان ابونمى ، شاهزادهاى را از انجام كارى بازداشت ، و او نيز به وى توهين كرد و مردم شورش كردند .
در سال 694 ملك مجاهد أنس بن سلطان ملك عادل ، كُتُبغا منصورى ، حاكم ديار مصر و شام به حج رفت و گروهى از اميران و حواشى دربار ، همراه او بودند و آنها مهربانى و نيكى بسيارى در حق اهالى مكه و مدينه روا داشتند و او براى حاكم مكه و افراد وى ، اموال زيادى خرج كرد ، و گفته مىشود مبلغى كه حاكم مصر از وى به دست آورد نزديك به هفتادهزار درهم بود . « 1 »
هامش
( 1 ) . النجوم الزاهرة ، ج 8 ، صص 8 ، 58 ؛ البداية والنهاية ، ج 13 ، ص 340 .