ابونُمى گمان كرد كه براى تسخير مكه آمده است ، بنا بر اين دروازههاى مكه را بست و اجازهء ورود به كسى نداد ، و آن حادثه اتفاق افتاد . اين واقعه را ابن فركاح تاج الدين ، مفتى شام در تاريخ خود آورده و پس از نقل آن مىگويد : از جمله حجاج اين سال ، بدرالدين بن جماعة بوده و او از قول ابن عجيل ، يعنى احمد بن موسى از شيوخ و علماى يمن ، به وى گفته كه در اين سال به حج نخواهد رفت . علت را از وى پرسيدند ، گفت : در اين سال به حج نخواهم رفت ، چرا كه حتماً فتنهاى در مكه به وقوع مىپيوندند . وى در ادامه مىگويد : اين هم از كرامات اوست و خداوند ما را از وى بهرهمند سازد .
در سال 688 ه بنا به گفتهء ابن فركاح كاروان بزرگى از عراق [ به مكه ] رسيد ولى از يمن ، هيچ كاروانى نرسيد ، بلكه افراد به صورت انفرادى [ به حج ] آمدند . حجاج روز جمعه و شنبه را در عرفه ماندند ، زيرا براى قاضى جلال الدين ، فرزند قاضى حسام الدين كه در كاروان شام بود ، ثابت شده بود كه روز پنجشنبه اول ماه بوده ، ولى محبالدين طبرى ، شيخ مكه و فقيه حجاز ، با او همعقيده نبود و اول ماه را روز جمعه مىدانست .
همچنين بنا به گفتهء ابنفركاح ، در سال 689 ه فتنهاى ميان حجاج و اهالى مكه به پا شد و در مسجدالحرام جنگ و درگيرى به وجود آمد ، آغازگر آن هم چند نفر مصرى بودند كه به خاطر يك اسب ، با هم درگير شدند ، ولى كار به آن جا كشيد كه شمشيرها - چيزى حدود دههزار قبضه شمشير - در مسجدالحرام از نيام بيرون كشيده شد و گروهى از حجاج و نيز اموال عدهاى از مردم حجاز ، چپاول شد . و از هر دو طرف تعداد زيادى كشته شد كه تعداد كشتهها را چهل نفر ذكر كردهاند . عدهء بسيارى هم مجروح شدند و اگر امير ابونُمَىّ [ امير مكه ] مىخواست ، مىتوانست همه را دستگير كند ، ولى تأمل كرد و چنين نكرد . « 1 » و ابنجزرى در اخبار مربوط به سال 689 مىگويد : همراه با كاروان شام اميرعبيه ، بزرگ خاندان عقبه بود ، كه ميان وى و ابونمىّ ، حاكم مكه ، دشمنى وجود داشت و حاكم مكه گمان برد كه فقط براى تسخير مكه آمده است . او [ ابونُمىّ ] نيز
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية ، ج 13 ، ص 317 .