مسعود ، اقسيس بن ملك كامل ، حاكم مصر ، و نيز به نام ، ملك معزّ ايبك تركمانى صالحى خطبه خوانده شد . و در شعبان همان سال ايبك به سلطنت رسيد .
و در سال 653 نزديك بود ميان اهالى مكه و حجاج عراقى ، برخوردى به پا شود ولى ملك ناصر ، داود بن معظم عيسى ، حاكم كرك ، اين آشوب را خواباند . زيرا پس از آن كه امير الحاج عراق و همراهانش ، آمادهء جنگ شدند ، ناصر با امير مكه ، ديدارى كرد و او را وا داشت تا به حضور امير الحاج برسد و به اطاعتش گردن نهد . او نيز در حالى كه عمامهاش را بر گردن بسته بود ، نزد وى رفت . امير الحاج نيز راضى شد و خلعت و آن چه را كه مرسوم بود ، به وى داد و مردم نيز حج خود را به آسودگى انجام دادند و براى ملك ناصر ، دعا كردند . « 1 » در نوشتهاى به خط شيخ ابوالعباس ميورقى چنين آمده كه در سال 655 هيچ كس جز حجاج حجاز ، به حج نرفتند . ولى ندانستم كه چه چيز ، مانع از حج گزاردن حاجيان شامى و مصرى شده بود . مانع حجاج عراقى ، تاتارها بودند كه قصد تسخير بغداد را داشتند و اين كار نيز در سال ششصد و پنجاه و شش صورت گرفت و آنها [ مغولها ] مستعصم « 2 » خليفه و ديگر بزرگان عباسى و ديگران را به قتل رساندند و خونريزى زيادى به راه انداختند ، تا جايى كه گفته شده است هلاكو ، سلطان مغولها دستور داد كشتهها را بشمارند و تعدادشان يكميليون و هشتصدهزار نفر بالغ شد .
بعد از اين سال و به ويژه تا پايان آن قرن ، حجاج عراقى كمتر به حج آمدند و جز دفعات اندك - كه بدان اشاره خواهم كرد - خبرى از حج گزارى ايشان ، نقل نشده و حجاج عراقى كه در زمان خلفاى عباسى همواره در امر حج و مشاعر و مناسك آن ، [ بر ديگران ] تقدم داشتند ، از اين تقدم و پيشگامى ، بازماندند . زيرا مغولها پس از منقرض كردن خلافت عباسى در بغداد ، ولايتى برحرمين ، نداشتند و به همين دليل ، تقدم و پيشگامى در برگزارى حج ، به امير الحاج مصرى رسيد . بدين ترتيب فرمانهاى حاكم ديار مصر ، در حرمين نافذ بود و خود او امور مربوط به مسجدالحرام ، از جمله تهيهء پوشش و پرده
هامش
( 1 ) . البداية والنهاية ، ج 13 ، ص 186 .
( 2 ) . آخرين خليفه عباسى ( 656 - 631 ه ) .