تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 370

مساهمون:

ص٣٧٠
حرمين ، اموال فراوانى خرج كرد و ناتوانان را با خود همراه كرد ، آنان را يارى داد و بركه‌ها و كارگاه‌ها را مرمت نمود و در حج ، آن چه را شايسته و بايسته بود ، رعايت كرد و از جمله كارهايى را كه انجام داد اين بود كه در شب عرفه در منى ماند و نمازهاى پنج‌گانه را به جا آورد و سپس به عرفات رفت و چون به مكه بازگشت ، قتاده به حضورش رسيد و به او خدمت كرد . او به قتاده گفت : در كجا ساكنى ؟ قتاده پاسخ داد : آن جا ، و با تازيانه‌اش به « ابطح » اشاره كرد ، اما اين كار قتاده در نظر معظم گران آمد ، زيرا حاكم مدينه او را در خانه‌اش جاى داده بود و كليدهاى شهر را به دستش نسپرده و در خدمتش از هيچ كارى دريغ نكرده بود . و به همين خاطر نيز معظم لشكريان خود را به يارى امير مدينه فرستاد تا با قتاده ، بجنگد . « 1 » در آن سال‌ها در مكه به نام العادل ، ابوبكر بن ايوب ، حاكم مصر و شام ، خطبه خوانده مىشد و گمان مىرود كه اين امر پس از حكومت نواده‌اش ملك مسعود بن ملك كامل بن عادل بريمن در سال 612 و يا 611 بوده است . در سال 619 در مكه و در موسم حج ، فتنه‌اى بر پا شد كه بر اثر آن ، دروازه‌هاى مكه به روى حجاج بسته شد و اقباش ناصرى ، امير الحاج عراقى ، در اين سال كشته شد . علت قتل او آن بود كه در موسم حج آن سال ، اقباش با راجح بن قتاده در عرفات ديدار كرد و [ راجح ] از وى خواست كه امارت مكه را به وى بسپارد ، در آن سال پدرش وفات يافته بود ، ولى اقباش نپذيرفت . اقباش ، خلعت‌ها و نشان‌هايى براى حسن بن قتاده آورده بود ، ولى حسن پس از آن ديدار گمان كرد كه اقباش ، امارت مكه را به برادرش بخشيده است . از اين رو دروازه‌هاى مكه را بست و ميان حسن و برادرش [ راجح ] فتنه‌اى به پا شد ، حسن مردم را از ورود به مكه منع كرد ، اقباش نيز از « شبيكه » - كه پس از ايام منى در آن جا ساكن شده بود - خارج شد تا بلكه فتنه را خاموش سازد و ميان دو برادر ، صلح برقرار كند ، ولى ياران حسن از دروازه معلاة به جنگ او رفتند . اقباش گفت : من قصد جنگيدن
هامش
( 1 ) . ذيل الروضتين ، ص 87 ؛ البداية والنهاية ، ج 13 ، ص 67 .
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 370 | محمد مقدس / محمد بن أحمد الفاسي المكي