حاجيان گذشته بود ، عذر خواستند . خليفه عذر ايشان را پذيرفت . در سال 609 همراه با كاروان عراقى ، مال و خلعت ، براى قتاده فرستادند و از غارت و چپاولى كه نسبت به حجاج روا داشته بودند ، سخنى به ميان نياوردند ، ولى او را به بغداد فراخواندند كه نپذيرفت و در اين باره اشعار مشهورى سورد . ابناثير ، مطلبى دارد حاكى از آن كه حجاج عراقى در منا ، بر حجاج شامى وارد شدند و سپس همگى رهسپار « زاهر » گشتند . ابناثير پس از ذكر بيتوتهء حجاج ، در شب بعد از عيد قربان در منى - كه از ترس قتل و غارت در منا ماندند - مىنويسد : شخصى به امير الحاج گفت : مردم را به جايگاهى كه حجاج شام در آن مستقر بودند ، راهنمايى كن . او نيز به مردم فرمان حركت داد . ابناثير پس از بيان غارت و چپاول ايشان در حين حركت ، مىگويد : آنها كه جان سالم به در بردند ، به حجاج شام ملحق شدند و با آنها بودند و به اتفاق به « زاهر » رفتند . و اين مطلب با گفتهء ابوشامه منافات دارد ، زيرا سخن او حاكى از آن است كه وقتى عراقىها از منى رفتند ، در « زاهر » بر شامىها وارد شدند .
ابناثير يادآور شده كه قاتل شريف ، در منى ، باطنى بوده است . « 1 » ابنسعيد مغربى نيز اين واقعه را در تاريخ خود نقل كرده و آورده است كه قاتل شريف در منى ، فرد مجهولى بود ، ولى اشراف [ سادات ] گمان بردند كه او شخص بيگانهاى است ، و به همين دليل او را كشتند . او در مورد كشتار حجاج عراقى و غارت آنها در منى مىگويد : همين كار را با حاجيانى كه در مكه بودند ، انجام دادند . وى خبر گرفتن سىهزار دينار از حجاج عراقى به وسيلهء اهالى مكه براى صدور اجازهء ورود به مكه و انجام طواف افاضه را نيز نقل كرده است . ابنمحفوظ نيز اين حادثه را ذكر كرده و يادآور شده كه قاتل شريف ، فردى بيگانه بوده و نام مقتول ، هارون و كنيهاش ابوعزيز بوده است . وى در ادامه مىگويد : نمايندگان خليفه در مكه و ساكنين اين شهر ، آن جا را به قصد ساير شهرها ، ترك كردند .
در سال 611 ملك معظم ، عيسى بن ملك عادل ، ابوبكر بن ايوب ، به حج رفت و در
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 12 ، ص 297 .