اين آورده و گفته است : در سالهاى سيصد و هفتاد و دو تا سه و هفتاد و نه نيز در سال سيصد و هشتاد ، ابوعبداللَّه احمد بن محمد بن يحيى بن عبيداللَّه علوى امارت حاج را برعهده داشت .
بنا به گفته ابناثير « 1 » در سال سيصد و هشتاد و چهار ، كسى از عراق و شام ، به حج نرفت . وى در اخبار مربوط به اين سال مىگويد : در اين سال حجاج از ثعلبيه « 2 » بازگشتند و كسى از شام و عراق ، حج نگزارد . علت بازگشت آنها نيز اين بود كه اصفر ، امير اعراب به آنها رسيد و گفت : درهمهايى كه دو سال پيش ، سلطان فرستاده بود ، از جنس نقره يا پوششى از طلا است . وى معادل آنها را طلب كرد و مكاتبه و رفت و آمدهايى صورت گرفت و وقت حجاج سپرى شد و زمان حج گذشت و آنها بازگشتند .
همچنين ذهبى در اخبار مربوط به اين سال آورده است : به طور معمول ، كسى از عراق و شام و يمن به حج نرفت و تنها اهل مصر از مصر ، حج به جا آوردند . « 3 » بنا به گفته عتيقى ، در سال سيصد و نود و دو ، حج به جا آورده نشد . وى مىگويد :
در سال سيصد و نود و دو ، به دليل دور بودن سلطان و اختلاف ميان اعراب ، حج باطل شد .
همچنين در سال سيصد و نود و سه از ترس اصفر اعرابى ، كسى از عراق به حج نرفت . اين مطلب را صاحب « المرآة » و ديگران نقل كردهاند ، اما عتيقى مطلب ديگرى را نقل كرده و گفته است : در سال [ سيصد و ] نود و سه و نود و چهار ، ابوحارث بن محمد بن عمر بن يحيى علوى ، براى مردم حج گزارد . « 4 » در سال سيصد و نود و شش ، در مكه و مدينه بنا بر روال آن سالها ، خطبه به نام
هامش
( 1 ) . الكامل ، ج 9 ، ص 105 .
( 2 ) . ثعلبى منسوب به ثعلبة بن مالك و يا بنا بر قولى منصوب به ثعلبة بن عمرو و مزيقاء ابن عامر بنماءالسماء از منزلهاى راه مكه است ( مراصد الاطلاع 1 - ص 296 ) .
( 3 ) . تاريخ الاسلام حوادث سال 384 ص 302 .
( 4 ) . المنتظم ج 7 ، ص 227 .