و نيز بنا به گفتهء عتيقى در سال چهارصد و نه « 1 » حج باطل شد [ مردم ] همراه با عمر بن مسلم براى حج خارج شدند . در فاصلهء « قصر » و « حاجر » گروهى از اعراب بر سر راهشان قرار گرفتند و ماليات افزون بر آن چه گرفته بودند ، مىخواستند آنها نيز از « قصر » بازگشتند و در آن سال ، حجى انجام نشد . در سال چهارصد و ده نيز به دليل تأخير در ورود اهالى خراسان و عدم حضور ايشان ، حج انجام نشد . « 2 » و در سال چهارصد و يازده نيز به علت تأخير خراسانىها ، حج برگزار نشد . صاحب « المرآة » نيز مطلبى در تأييد اين مطلب ذكر كرده است .
همچنين به گفتهء عتيقى ، در سال چهارصد و سيزده نيز به علت تأخير خراسانىها ، حج باطل اعلام گرديد . « 3 » در سال چهارصد و چهارده نيز در مكه ، فتنهاى برپا شد كه طى آن گروهى از حجاج مصرى كشته شدند و اموال آنها به يغما رفت و يكى از ملحدين به حجرالاسود جسارت كرد و چماقى بر آن كوفت . اين حادثه را گروهى از اخبار از جمله ابناثير ، باز گفتهاند . او در اخبار مربوط به سال چهارصد و چهارده تحت عنوان « فتنهاى كه در اين سال در مكه به وقوع پيوست » مىگويد : اولين روز بعد از عيد قربان ، جمعه بود ، مردى از انصار در حالى كه با دستى شمشير و با دست ديگر گرزى آهنين برداشته بود ، پس از تمام شدن نماز جماعت ، برخاست و قصد حجرالاسود كرد و دستش را به آن رساند و سه بار با گرز بر آن كوفت و گفت : تا كِى بايد حجرالاسود و محمد صلى الله عليه و آله و على عليه السلام ، مورد پرستش قرار گيرند ؟ كسى نبايد مانع كار من شود ؛ من در پى آنم كه كعبه را ويران كنم بسيارى از حضار ترسيدند و عقب كشيدند و چيزى نمانده بود كه فرار كنند ، ولى مردى به او رسيد و با خنجر ضربهاى بر او زد كه موجب هلاكت او شد . مردم او را قطعهقطعه كرده و سوزاندند و گروهى نيز به اتهام همكارى با او كشته و سوزانده شدند و بدين ترتيب
هامش
( 1 ) . در دورهء خلافت القادر عباسى ( 422 - 381 ه ) .
( 2 ) . منتظم ، ج 7 ، ص 294 .
( 3 ) . همان .