مشرق ، به دليل وجود آشوب در آن جا ، باطل شد . در سال سيصد و شصت و پنج بنا به گفتهء صاحب « مرآة » يك نفر علوى از سوى عزيز بن معزّ عبيدى حاكم مصر ، براى مردم حج گزارد « 1 » و در مكه و مدينه ، به نام او خطبه خواند . مورخ ديگرى نيز همين مطلب را يادآور شده افزوده كه در اين سال ، عزيز لشكريانى فرستاد كه مكه را به محاصره در آوردند و بر اهالى آن تنگ گرفتند .
و ديگر اين كه در سال سيصد و شصت و شش ، جميله دختر ناصر الدوله ابو محمد حسن بن عبداللَّه بن حمدان محبى حج به جا آورد كه ضربالمثل شد ، زيرا در كاروان او تعداد چهارصد محمل همرنگ و همشكل وجود داشت كه مردم نمىدانستند او در كدام يك از آنها ، نشسته است ؛ او ساكنان حرمين را جامههاى بسيار عطا كرد و اموال بسيارى ميان ايشان تقسيم كرد و وقتى چشمش به كعبه افتاد ، دههزار دينار از سكههاى ضرب شده به نام پدرش را نثار كعبه كرد .
گروهى از اهل اخبار ، به حج اين زن اشاره كردهاند ، از جمله ذهبى در اخبار سال سيصد و شصت و شش مىگويد : در اين سال ، جميله دختر ملك ناصرالدولة بن حمدان به حج رفت و او زبانزد شد ، چرا كه او ساكنان حرمين را بىنياز كرد و گفته شده است كه تعداد چهارصد محمل با او بود كه معلوم نبود در كداميك ، نشسته است ، زيرا تمام آنها از نظر زيبايى و آراستگى ، يكسان بودند . او به هنگام ورود به كعبه ، دههزار دينار ، صله داد .
ديگرى نيز در بارهء حج او مىگويد : تعداده دههزار شتر و يك هزار پيرمرد او را همراهى مىكردند وى به مردم از انواع خوردنى و آشاميدنى عطا كرد و از سر تا سر زمين ، همزمان با او ، حج به جا آوردند و در مكه بيست هزار دينار انفاق كرد و زنان و مردان علوى را با هم وصلت داد و در مدينه نيز همين مبالغ را انفاق كرد . ذهبى در ادامه مىگويد : گفتهاند كه او در اين حج ، يك ميليون و يكصد و پنجاه هزار دينار ، خرج كرد و وقتى به بغداد باز گشت ، عضدالدولة بن بويه ، اموالش را مصادره نمود و در صدد بر آمد او را به سوى خود فراخواند ؛ او [ جميله ] نيز همراه با فرستادگانش بيرون شد و نيرنگى به
هامش
( 1 ) . المنتظم ، ج 7 ، ص 81 - 80 .