حاكم فرمانرواى مصر « 1 » خوانده شد و مردم فرمان يافتند كه وقتى نام وى در حرمين آورده مىشود ، برخيزند . در مصر و شام نيز چنين عادتى مرسوم شده بود . « 2 » همچنين در سال سيصد و نود و هفت ، به رغم رهسپار شدن كاروانهاى عراقى به سوى مكه ، ابنجراح آنان را در ثعلبيه متوقف كرد و از آنان باجخواهى نمود ، لذا موفق به انجام حج نشدند و چون فرصتى نمانده بود ، به بغداد بازگشتند ولى اهل مصر به حج رفتند و حاكم ، پوشش كعبه و اموالى براى اهالى حرمين فرستاد . اين مطالب از سوى صاحب « المرآة » و ديگران ، ذكر شده است . « 3 » بنا به گفتهء صاحب « المرآة » در سال سيصدو نود و هشت ، كسى از اهل عراق ، حج به جا نياورد .
همچنين بنا به گفتهء عتيقى ، در سال چهارصد و يك نيز اهل عراق از حج بازماندند و به بغداد بازگشتند .
و نيز به گفتهء عتيقى ، در سال چهارصد و سه نيز اهل عراق از حج بازماندند ، زيرا مردى از قرامطه به نام ابوعيسى مشفقى و ناير خويلدى و گروهى از اعراب به اطراف كوفه آمدند و آن را محاصره كردند و پس از مدتى رهايشان ساختند . ولى فرصت حج تنگ شد و حجاج از كوفه به بغداد بازگشتند . « 4 » بنا به گفتهء عتيقى ، در سال چهارصد و شش نيز به دليل ناامنى راهها و استيلاى بر آن جا حج باطل شد . در سال چهارصد و هفت نيز به دليل تأخير در ورود اهالى خراسان ، آنان از حج بازماندند . « 5 » همچنين بنا به گفتهء صاحب المرآة و ديگران ، در سال چهارصد و هشت نيز كسى از اهل عراق حج به جا نياورد .
هامش
( 1 ) . از سال 386 تا 411 بر مصر فرمانروايى كرد .
( 2 ) . المنتظم ، ج 7 ، ص 230 .
( 3 ) . همان ، ص 234 .
( 4 ) . همان ، ص 261 - 260 .
( 5 ) . همان ، ص 276 .