آن جا بيرون كرد و ولايت وى تا سال 687 ه . ق ادامه يافت .
پس از او ، جماز بن شيحه ، حاكم مدينه ، والى مكه شد و تا آخر سال و به مدت زمان اندكى ، ولايت بر مكه را بر عهده گرفت .
پس از آن ابونمى والى مكه شد و ولايت او تا دو روز پيش از وفات وى ، ادامه داشت . او روز يكشنبه چهارم صفر سال 701 ه . ق وفات يافت . وى جمعاً به مدت پنجاه سال هم به شراكت و هم به طور مستقل ، امارت بر مكه را بر عهده داشت و امارت و ولايت به صورت مستقل اندكى بيش از سى سال بود . صاحب « بهجة الزمن » يادآور شده كه مدت زمان امارت وى بيش از پنجاه سال بوده است .
و اما ولايت يا امارت مشترك عموى ادريس با ابونمى چيزى حدود هيجده سال بود و ولايت وى به طول مستقل منحصر به چهل روز بوده است .
پس از آن اميرى به نام شمسالدين مروان نايب امير عزّالدين امير خازندار ، از سوى سلطان ملك ظاهر حاكم مصر ، والى مكه شد كه ملك ظاهر ، طبق گفتهء مؤلف « سيرة الملك الظاهر » « 1 » بنا به درخواست ادريس و ابونمى اين ولايت را به وى داد تا آن دو به او رجوع كنند و حلّ و عقد به دست او باشد و اين موضوع در سال 667 ه . ق بود كه ملك ظاهر به جا آورد . مروان نيز در سال 668 ه . ق از مكه بيرون رفت .
پس از ابونمى ، دو فرزندش حميضه و رميثه در زمان حيات وى ، ولايت بر مكه را بر عهده گرفتند . ولايت بر مكه دو روز پيش از وفات پدرشان ، در روز جمعه دوم صفر سال 701 ه . ق به ايشان واگذار شد و ولايت آنها تا موسم حج اين سال تا زمان دستگيرى ، ادامه يافت . « 2 » به جاى آنها برادرانشان ابوغيث « 3 » و عطيفه « 4 » و به روايتى ، ابوغيث و محمد بن
هامش
( 1 ) . الروض الزاهر فى سيرة الملك الظاهر ، صص 351 و 352 .
( 2 ) . الدرر الكامنه ، ج 2 ، صص 78 و 79 .
( 3 ) . همان ، ج 3 ، صص 218 و 219 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 455 .