منصور حاكم يمن ، ابن برطاش را به همراه دويست سوار رهسپار مكه كرد و او در آن جا با أدريس و ابونمى و همراهان آن دو ، به جنگ پرداخت و پيروز شد . ولايت وى [ يعنى ابنبرطاس ] تا روز شنبه ، چهار روز مانده به پايان محرم سال 653 ه . ق ادامه يافت .
پس از آن ، ادريس و برادرزادهاش ابونمى والى مكه گرديدند ، آنها در تاريخ يادشده با ابنبرطاس جنگيدند و در حجر [ اسماعيل عليه السلام ] در مسجدالحرام خونهاى زيادى به زمين ريخته شد و ابن برطاس به اسارت در آمد و فديهء خود را داد و به اتفاق همراهانش از مكه بيرون رفت .
پس از او ابونمى به تنهايى در سال 654 ه . ق و پس از رفتن عمويش ادريس به نزد برادر راجح بن قتاده ، والى مكه شد .
اما ادريس دوباره بازگشت و با ابونمى در امارت بر مكه ، شركت كرد ، چرا كه برادرزادهاش راجح بن قتاده ميان او و ابونمى ، سازش برقرار كرده بود . پس از آن فرزندان حسن بن قتاده بر مكه ولايت يافتند و پس از دستگيرى ادريس بن قتاده ، مدت شش روز از سال 656 ه . ق در آن جا اقامت گزيدند .
پس از آن ابونمى آمد و آنها را بيرون راند ولى هيچ يك را به قتل نرسانيد . ولايت ادريس و ابونمى بر مكه تا سال 667 ه . ق ادامه يافت . آن گاه ابونمى اندك زمانى به تنهايى والى مكه بود و سپس با ادريس ، سازش كرد و او ( ادريس ) در همان سال به امارت بازگشت و ولايت آن دو تا ربيعالاول سال 669 ه . ق ادامه يافت .
پس از آن ، ادريس به تنهايى و مدت چهل روز والى مكه بود و در همين سال در خليص « 1 » به قتل رسيد .
آن گاه ابونمى والى مكه شد و ولايت وى تا سال 670 ه . ق طول كشيد . سپس در صفر همان سال جماز بن شيحه حاكم مدينه و غانم بن ادريس بن حسن بن قتاده حاكم ينبع ، به اتفاق والى مكه شدند .
سپس ابونمى چهل روز گذشته از سال 670 ه . ق والى مكه شد و جماز و غانم را از
هامش
( 1 ) . خليص روستايى است در نزديكى مكه در جادهء مدينهء منوره .