تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى ) — صفحة 307

مساهمون:

ص٣٠٧
معروف است و از آن جهت آن را از قول ابن‌خلدون نقل كرديم كه تاريخ ابتداى ولايت او را او بيان كرده و خاطر نشان ساخته كه ولايت او پس از برادرش عيسى بوده است كه اين مطلب و نيز حكمروايىاش بر مدينه را در نوشته‌هاى ديگر نديده‌ام . ولايت ابوالفتوح تا زمان مرگ ، يعنى سال 430 ادامه يافت ، هر چند كه حاكم عبيدى در مدتى كه ابوالفتوح در برابر حاكم سركشى كرد ، پسرعموى او را بر مكه گمارد و پس از پذيرش مجدد حاكميت وى او را به مقام خود باز گرداند . علت نافرمانى او نيز آن بود كه وقتى حاكم پدر ابوالقاسم بن مغربى وزير را به قتل رساند ، او از آن جا گريخت و به شخصى از افراد خاندان جرّاح ، پناهنده شد ، حاكم نيز كسانى را براى جنگ با پناه دهندگان اعزام كرد و در اين درگيرى ، خاندان جرّاح پيروز شدند . وزير به اين خاندان پيشنهاد كرد كه براى ابوالفتوح به عنوان خليفه بيعت بگيرند . ابوالقاسم نزد ابوالفتوح رفت و او را تشويق به ادعاى خلافت كرد . ابوالفتوح نپذيرفت و عذر آورد مال كافى در اختيار ندارد . ابوالقاسم اين بار او را تشويق كرد كه اموال موجود در كعبه معظمه را براى خود بردارد و ابوالفتوح چنين كرد و اموال بسيارى را نيز از برخى تجار گرفت و در جده وفات يافت . او همان جا به نام خود خطبه خوانده بود و شيوخ حسنى و ديگران در مكه و مدينه با وى بيعت كرده بودند و او لقب « الراشد » گرفته بود . وى به اتفاق گروهى از عموزادگان خود ، با هزار بردهء سياه از مكه خارج شد و نزد خاندان جراح رفت و ادعا كرد كه شمشيرش ذوالفقار است و عصايش ، عصاى رسول اللَّه صلى الله عليه و آله است . وقتى به « رمله » نزديك شد ، عرب‌ها از وى استقبال كردند و زمين زير پايش را به ادب بوسيدند و به نام خليفه به او سلام دادند . او در رمله اقامت كرد و مردم را به عدل و داد فراخواند و امر به معروف و نهى از منكر كرد . « حاكم » را اين كار خوش نيامد ، ولى چاره‌اى جز تن دادن به خواست خاندان جراح نداشت ؛ هر چند مدتى بعد ، حسان بن مفرج از خاندان جراح را ديد و به او و برادرش ، اموال بسيار تقديم كرد و آنان را به سوى خود جلب كرد ؛ آنها نيز از حمايت ابوالفتوح دست كشيدند . ابوالفتوح نيز متوجه اين موضوع شد و در برابر حاكم ، به مفرج پدر حسان پناه آورد ؛ مفرج به حاكم نامه‌اى نوشت و او را به مكه بازگرداند ، چرا كه حاكم