« المسبحى » در اخبار مربوط به سال 321 چنين ديدهام : در اين سال محمد بن اسماعيل بن مخلب « 1 » همراه احمد بن حسين حسنى براى تحويل مواد غذايى حجاز به يكديگر رسيدند . اين مطلب را از خط رشيد بن زكى منذرى در تاريخ خود « المختصر لتاريخ المسبحى » نقل كردهام . ظاهراً امير مكه كه ابن مخلب از وى نام برده است از خويشان ابن مخلب بوده است .
و اما ولايت أخشيدىها بر مكه را ، نويرى در تاريخ خود آورده است و يادآور شده كه متقى خليفه عباسى ، محمد بن طُغج را در سال 331 بر حرمين و مصر و شام برگمارد « 2 » و پس از او ، اين مقام را براى دو پسرش ابوالقاسم اونجور و ابوالحسن على در نظر گرفت . البته به اين شرط كه خدمتكارش كافور ملقب به أخشيدى كفايت آنان را برعهده داشته باشد . مسبحى نيز همين مطلب را ذكر كرده است . وى در اخبار سال 343 آورده است كه گروهى از اعيان مصر ، به حج رفتند . سپس مىگويد : ميان مصرىها و عراقىها در ذىحجه اين سال در مكه ، در رابطه با بيعت براى معزّالدوله و برادرش ركنالدوله و پسرش عزالدوله بعد از مطيع للَّه ، اختلاف افتاد و مصرىها وى را از اين كار بازداشتند و به پيمانى كه متقى پس از مطيع براى اخشيدى و پس از وى براى پسرش بسته بود ، استناد كردند . عتيقى در « امراء الموسم » مىگويد : در سال 347 محمد بن عبداللَّه علوى براى مردم حج گزارد و عمر بن حسن بن عبدالعزيز هاشمى نيز نماز خواند و در اين سال عازم مصر شد و در نزديكى آن جا وفات يافت و همان جا به خاك سپرده شد و عبدالسميع و عبدالعزيز و دو فرزند عمر بن حسن بن عبدالعزيز به جاى پدر در مصر و حرمين به عنوان والى برگزيده شدند . اين روايت از آن جهت بر ولايت اخشيدى بر مكه
هامش
( 1 ) . در عيون الحدائق ق 1 ، ج 4 ، ص 348 « ابنمجلب » و در تجارب الامم ، ج 1 ، ص 201 هم ابنمجلب آمدهكه در تاريخ الاسلام و دول الاسلام ذهبى ، ج 1 ، ص 192 ابنمحارب آمده است . همدانى در تكمله تاريخ طبرى ، ص 62 به نام او اشاره نكرده است . ابن سنان در تاريخ اخبار القرامطه نيز در صفحه 54 و مقريزى در اتعاظ الحنفا ج 1 ، ص 182 و نويرى در نهايةالارب ، ج 23 ، ص 888 اشارهاى به نام او نكردهاند .
( 2 ) . اين مطلب را نويرى در نهاية الارب ( حوادث سال 332 ) يادآور شده است : ج 23 ، صص 177 - 176 .