كشيد . ابنزبير پس از كشته شدن ، در راه كوهستانى سمت راست در حجون ، به دار آويخته شد و سر او را براى عبدالملك بن مروان فرستادند و آن را در شهرهاى مختلف ، گرداندند . در زمان خلافت [ عبداللَّه ] بن زبير ، بنا به گفتهء ابنعبدالبر ، حارث بن حاطب بن حارث بن معمر حج ولايت بر مكه را بر عهده داشت ، زيرا در شرح حال وى گفته است :
ابنزبير ، حارث بن حاطب را در سال شصت و شش بر مكه گمارد و گفته شده كه او در زمان مروان ، متولى « صدقات » بوده است . « 1 » پس از قتل ابنزبير ، از سوى عبدالملك بن مروان گروهى بر مكه گمارده شدند كه از جمله فرزند او ، يعنى مسلمة بن عبدالملك ، حجاج بن يوسف ثقفى ، حارث بن خالد مخزومى ، خالد بن عبداللَّه قسرى ، عبداللَّه بن سفيان مخزومى ، عبدالعزيز بن عبداللَّه بن خالد بن اسيد بن ابوالعيص اموى ، نافع بن علقمه كنانى و يحيى بن حكم بن ابىالعاص بن امية بن عبدشمس قريشى اموى ، مىباشند .
خبر ولايت حجاج مشهور است و چند نفر آن را ذكر كردهاند و تا سال هفتاد و پنج ، ادامه يافت . او علاوه بر مكه ، بر مدينه و حجاز نيز ولايت داشت . ابنجرير ، مطلبى در تأييد آن و ادامه يافتن ولايتش بر حجاز آورده است ؛ او در اخبار سال هفتاد و چهار يادآور شده كه او [ حجاج ] بر مكه و مدينه ، ولايت يافت . و در اخبار سال هفتاد و پنج يادآور شده كه والى عراق بود و از [ ولايت بر ] حجاز ، عزل گرديد و در ماه صفر سال هفتاد و چهار به مدينه رفت و در آن جا مدت سه ماه اقامت گزيد و در همين سال براى مردم به حج پرداخت . « 2 » و اما زبير بن به كار مطلبى در تأييد ولايت حارث بن خالد مخزومى ، آورده است ؛ او پس از بيان كارگزارى حارث از سوى يزيد بن معاويه بر مكه و ممانعت ابنزبير از نماز [ جماعت ] گزاردن وى ، مىگويد : او همچنان به نفع ابنزبير خود را كنار كشيده بود تا اين كه از سوى عبدالملك بن مروان بر مكه ولايت يافت و سپس او را عزل كرد و نزد وى به
هامش
( 1 ) . طبرى ، تاريخالرسل والملوك ، ج 6 ، صص 201 و 195 و 202 .
( 2 ) . الاستيعاب ، ج 1 ، ص 291 .