اين باره نامهاى به عبدالملك بن مروان نوشت و عبدالملك نيز بيمناك شد و مبلغ گزافى فرستاد و به كارگزار خود در مكه ، عبداللَّه بن سفيان مخزومى - كه حارث بن خالد مخزومى هم ذكر شده - دستور داد تا ديوارههايى براى خانههاى مشرف به سيل بسازد . « 1 » نسب عبداللَّه بن سفيان مشخص نيست ، گو اين كه جز در تاريخ ازرقى « 2 » ، در جاى ديگرى نامى از او نيست . بنا بر آن چه درباره سيل ويرانگر و نوشتن نامه از سوى عبدالملك به كارگزارش در مكه - كه از او به عبداللَّه يا حرث ياد شده - ولايت بر مكه [ از سوى هركدام ] در سال هشتاد و سال بعد از آن بوده است ، زيرا اين سيل ويرانگر در زمان حج بوده و رسيدن خبر آن به عبدالملك و دستور وى مبنى بر ساختن ديوارههاى خانههاى مشرف به سيل در سال بعد ، يعنى سال هشتاد و يك بوده است . « 3 » و اما ولايت عبدالعزيز [ بر مكه ] را زبير بن به كار ذكر كرده ، و گفته است كه عبدالملك بن مروان ، عبدالعزيز بن عبداللَّه بن خالد بن اسيد را به عنوان كارگزار خود در مكه ، منصوب نمود . « 4 » در كتاب « الكمال » ، تأليف عبدالغنى مقدسى مطلبى در تأييد آن كه البته با ترديد از آن سخن مىگويد زيرا گفته است : او از طرف سليمان بن عبدالملك كارگزارى مكه را برعهده داشت و گفته شده كه از سوى عبدالملك نيز گمارده شده بود .
زبير بن به كار مطلبى گواه بر ولايت نافع بن علقمهء كنانى و يحيى بن حكم آورده است « 5 » و ما آن را خلاصه كردهايم . ولايت مسلمة بن عبدالملك را ابنقتيبه در « الامامة والسياسة » « 6 » نقل كرده و صراحتاً بيان مىكند كه او از سوى پدر ، [ عبدالملك ] كارگزار مكه بود و خالد قسرى نيز از سوى عبدالملك . ابن قتيبه مىگويد : مسلمة بن عبدالملك والى مكه بود و در حالى كه مشغول سخنرانى بر روى منبر بود ، خالد بن عبداللَّه قسرى از
هامش
( 1 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، ص 169 .
( 2 ) . در فتوح البلدان بلاذرى ، ج 1 ، ص 62 ، از او نام برده شده است .
( 3 ) . اخبار مكه ، ج 2 ، ص 169 .
( 4 ) . نسب قريش ، ص 191 .
( 5 ) . همان ، ص 283 ؛ تاريخ خليفه ، ص 310 .
( 6 ) . « الإمامة والسياسة » ، ابن قتيبه ، ج 2 ، ص 44 .