گرديد و حرث دوباره به ولايت منصوب شد . ابنزبير نيز مانع از امامت وى براى نماز گزاردن شد و در نتيجه ، مصعب بن عبدالرحمن بن عوف نماز را مىخواند .
و در مورد ولايت يحيى بن حكيم بايد گفت كه زبير بن به كار ، همزمان با ولايت حارث ، اين مطلب نيز پرداخته و مىگويد : فرزند حكيم بن صفوان ، يعنى يحيى بن حكيم ، از طرف يزيد بن معاويه ، ولايت مكه را برعهده گرفت . در آن زمان عبداللَّه بن زبير همراه با وى مقيم مكه بود . پس از آن يحيى بن حكيم براى وى پادرميانى كرد .
حارث بن خالد بن عاص بن هشام بن مغيره [ در نامهاى به يزيد ] برايش نوشت كه او با عبداللَّه بن زبير ارتباط دارد . يزيد نيز يحيى بن حكيم را عزل كرد و حارث بن خالد را بر مكه گمارد ، ولى ابنزبير نگذاشت كه براى مردم نماز بگزارد . حارث نيز در ( منزل خويش ) و براى نزديكان و كسان خود نماز مىخواند و مصعب بن عبدالرحمن ، به فرمان عبداللَّه بن زبير ، در مسجدالحرام براى مردم نماز مىخواند . وضع بر همين منوال بود تا اين كه يزيد بن معاويه ، مسلم بن عقبه را نزد عبداللَّه بن زبير فرستاد و در اين هنگام بود كه با عبداللَّه بن زبير بيعت شد و او در مكه براى مردم نماز خواند . « 1 » پس از او ، عبداللَّه بن زبير در پى سختىهاى بسيار ، به ولايت مكه گمارده شد و علت نيز آن بود كه هنگامى كه اهالى مدينه عثمان بن محمد بن ابوسفيان و ديگر افراد بنى اميه كارگزار يزيد بن معاويه - و نه فرزندان عثمان بن عفان - را طرد كردند ، مسلم بن عقبهء مرّى را كه به دليل زيادهروى در قتل و كشتار در مدينه « مُسرف » ناميده شده بود ، نزد ايشان فرستاد و دوازدههزار نفر را نيز با وى همراه كرد . و حصين بن نمير سكونى و يا كندى نيز به عنوان جانشين مسلم ، همراهشان برد ، زيرا مسلم بن عقبه بيمار بود و از ناراحتى زردآب در معده رنج مىبرد . يزيد به مسرف دستور داده بود كه وقتى به مدينه رسيد ، سه بار مردم آن جا را فراخواند ؛ اگر پاسخش گفتند با آنها به جنگ بپردازد و اگر بر ايشان چيره شد ، به مدت سه روز هر كس را خواست بكشد و سپس مردم را رها كند و براى جنگ با ابنزبير ، به مكه رود . وقتى مسلم به اتفاق همراهان به مدينه رسيد ، در حومهء مدينه با مردم برخورد كرد و جنگيد و بيش از سيصد نفر از فرزندان مهاجرين و
هامش
( 1 ) . نسب قريش ، ص 390 .